تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
و مسجد جامع بنيان نهاد . سلّار پيوسته با كفّار در جنگ بود و كشور را از شرّ و زيان ايشان محفوظ مىداشت . او در يكشنبه 18 صفر 455 / 20 فوريهء 1063 30 ، پس از حدود پانزده سال حكومت ، درگذشت . 19 . بعد از او پسر و وليعهدش فريبرز بن سلّار بن يزيد حكومت يافت . در زمان پدر نيز همهء كارها در دست او بود . در ربيع الاول 455 / مارس 1063 امير ارّان ، شاور بن فضل به شروان درآمد و به قلعهء قويلميان 31 حمله برد و مردان خود را در آن جاى داد . در همان سال وى دوباره بازگشت و به شروان تاخت ، و آنجا را وحشيانه غارت كرد و ويران ساخت ، و گله و رمه را تاراند . شروانيانى كه به مقابلهء او درآمدند شكست خوردند و گروه كثيرى از بزرگانشان اسير شدند و اموالشان به غارت رفت . از آنجا شاور به سوى يزيديه رفت و نزديك دروازهء آن خيمه زد ، جايى كه دخترش ، همسر سلّار در گذشته ، با همهء مال و منالش اسير بود . سپس به مقّر خويش ارّان آمد ، امّا براى بار سوّم در رجب 455 / ژوئيهء 1063 بازگشت و در روستاى سعدون اقامت گزيد و به آتش زدن غلات ، دهات و املاك پرداخت . شروانشاه پسر خويش افريدون را به همراه انوشيروان بن لشكرى به سرير فرستاد تا از حاكم آنجا ، كه جدّ ( پدر مادر ) او بود ، كمك گيرد ، امّا چيزى از وى عايد نشد و بعد از سه ماه ، به خانه بازگشت . در محرم 456 / ژانويهء 1064 ، امير ارّان ، ابو الاسوار شاور بن فضل ، ( براى بار چهارم ) وارد خاك شروان شد . وى بر كرو * قطران استيّلا يافت و حموان ( نسخهء ب : ماوان ) را تصرف كرد . و آنگاه عده‌اى از سپاهيانش را با تنى چند از اميران در آنجا نهاد و خود ، بعد از گرفتن چهل هزار دينار
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 61 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم