تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
كاستان ( * گلستان ؟ ) گريخت ، تا مگر در آنجا ايمنى يابد ، امّا وزير در پى او افتاد و در ميانهء راه دستگيرش ساخت و تسليم پدر كرد . وى چند روزى پسر را در زندان نگاه داشت ، آنگاه رها كرد تا از گرسنگى و تشنگى بميرد . شروانشاه يزيد بن احمد ، پس از 37 سال حكومت در 418 / 1027 درگذشت . 15 . پس از او پسرش منوچهر بن يزيد ، حكومت يافت . وى در 420 / 1029 بر سر املاك موجكاباد ، از توابع مسقط ، عازم جنگ با مردم باب شد ، امّا شكست خورد و در 421 / 1030 مردم باب به قلمرو حكومت شروانشاه حمله بردند و جاهاى بسيارى را ويران ساختند . چندى بعد در همان سال روس وارد خاك شروان شد و منوچهر نزديك خاك باكويه ( باكو ) با ايشان مصاف داد . بسيارى از شروانيان كشته شدند و احمد بن خاصكين 21 كه از رجال ايشان بود ، جان خويش را از دست داد . آنگاه روسها به سوى رود كر پيش رفتند . 22 و منوچهر براى جلوگيرى از پيشروى آنان رود ارس ( الرّس ) را مسدود كرد ، امّا آنان جمعى از مسلمانان را در آب غرق كردند . امير گنجه ، موسى بن فضل ، ايشان را از كشتى به خاك آورد و مال بسيار داد و به بيلقان ، كه مردمش بر او شوريده بودند ، برد . با يارى روسها وى بيلقان را بازپس گرفت و برادر خويش عسكريه را دستگير ساخت و كشت . سپس روسها خاك ارّان را به قصد روم ترك گفتند و از آنجا به كشور خود رفتند . در 423 / 1032 مردم سرير و الانها ( مقايسه كنيد با زيربخش 38 ) اتفاق كردند و به شروان حمله بردند و به زور يزيديه را تصرف نمودند . و