تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
هرگاه كه پيروز مىشد ، از آنان كشتار بسيار مىكرد و اسير و غنايم فراوان مىگرفت . پس از آن در الان و خزر به غزا پرداخت و پيروز شد ، و از همهء آنان جزيه گرفت . محمد بن خالد به يارى غازيان باب با كفّار همسايه جنگيد تا سرانجام در 242 / 856 ، و به كوشش بغاى كبير ، آذربايجان و ارّان و ارمنستان به او ( محمّد ) بازگشت . در 245 ( محمد ) شهر * جنزه ( گنجه ) را در كورهء ( ولايت ) ارّان بنا نهاد . 8 و سبب اين كار آن بود كه هنگام اقامت در پيرامون جوبانت ( خونانت ؟ ) 9 كه سه تپّه دارد ، سه شب متوالى در خواب ديد كه در ميان يكى از تپه‌ها گنجى نهفته است ، و ندايى به او مىگويد : « از تپه بالا رو و اسبت را نگاه دار ، و دستور بده جايى را كه اسب سم بر زمين مىكوبد ، بكنند . هرچه يافتى برگير و با آن شهرى بساز و آن را * جنزه ( « گنج » ) نام كن . او چنين كرد و سه ديگ بزرگ يافت كه يكى پر از دينار بود و دو ديگر پر از درهم . با اين پول شهر جنزه را بنا كرد . پس به بغداد بازگشت و در آنجا خليفه را از خبر گنج و شهر آگاه ساخت . خليفه گفت : « آن شهر برايم مهم نيست ، پولى را كه يافته‌اى به من ده » . محمد درخواست كرد كه پرداخت پول موكول به اين باشد كه خليفه شهر و املاك ( ضياع ) معروف اطرافش را ، كه اينك نيز به خالديات مشهور است ، به او و به صورت ارث به اولادش ببخشد . خليفه پذيرفت و محمد به جنزه بازگشت و حكومت ارمنستان را رها كرد و تا هنگام مرگ در ؟ به همان شهر و عايدى املاك اطرافش قانع ماند . قصر او نزديك دروازه‌اى به نام * الخاص ( ؟ ) قرار داشت و محلّهء آن به محلات القصر مشهور است . 6 . هيثم بن خالد ، برادر او حاكم شروان بود . در 247 / 861 كه