تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
3 . معتصم آن ولايات را به بزرگترين غلام ( ؟ ) خود افشين به اقطاع داد . در آن هنگام قيام بابك خرّمى زنديق آذربايجان را فراگرفته بود و مردم زيادى در آنجا كشته شدند . تا سرانجام افشين حدود 225 / 839 - 840 بر بابك پيروز شد و او را به انواع شكنجه در سرّمن رأى كشتند ، كه پيش از اين در جاى خود روايت شد . 5 4 . خالد تا زمان مرگ معتصم در 227 / 842 ، و جانشينى پسرش واثق ، معزول ماند ، تا اخبار هرج‌ومرج ارمنستان در پى قيام اسحاق بن اسماعيل والى تفليس به واثق رسيد . پس وى ، خالد را احضار كرد و ولايت ارمنستان ، آذربايجان و ارّان را به او سپرد ، و براى ارزاق لشكر پانصد هزار دينار ، و از بابت هزينه‌ها ( معونه ) ى لشكر يك ميليون درهم به او داد ، و دوازده هزار سوار كاملا مجهز ، براى جنگ با اسحاق و پايان دادن به غائلهء او ، همراه وى گسيل داشت . خالد از طريق ارزن و گردنهء ( درب ) بدليس وارد خاك ارمنستان شد و تا اخلاط ، در ولايت ارمنستان ، پيش رفت و در آنجا چند روزى بماند . عده‌اى بطريق ( ارمنى ) و سپاهى ( عسكر ) از مردم ارمنستان ، بالغ بر بيست هزار جنگجو ، به او پيوستند و پس از چند روزى وى به همراه آنان به سوى اسحاق تاخت و وارد ولايت * جرزان ( گرجستان ) شد و به ناحيه‌اى موسوم به جواخ رفت . در آنجا بيمار شد و دو روز در بستر افتاد و سپس مرد . جسدش را از آنجا بازگردانيد و در دبيل ارمنستان 6 ( دوين ) ، كه به سنباط بن اشوت صاحب ارمن تعلق داشت ، دفن شد . مرگ او در 230 / 844 رخ داد ، اما بعضى * 228 / 842 ذكر كرده‌اند . 5 . از خالد چهار پسر بر جاى ماند ، محمد ، على ، يزيد ، و هيثم . على