مقايسه كنيد با : طاهر مروزى ، چاپ مينورسكى ، ص 114 .
شرح
( 85 ) ممكن است اين توصيف شاعرانه ملهم از دشتهاى شمالى كريمه باشد ، با نگاه از فراز رشته جبال كريمه .
( 86 ) شايد اينجا دامنهء جنگلى جنوبى رشتهكوههاى كريمه باشد . اما از آنجا كه در كريمه بوزينه يافت نمىشود ، ممكن است منبع مسعودى ( نگاه كنيد به مطالب قبل ) واژهء بوزينه را من باب تمثيل دربارهء جمعيت تاجر چندين مليّتى سواحل كريمه به كار برده باشد .
( 87 ) شايد : ماجراجويان * نوووگورودى ( برودنيكى ) ، كه در ميان چادرنشينان ترك مىزيستند ، نگاه كنيد به مطالب قبل .
( 88 )See ; Marquart , Streifzu ? ge , 60 - 74 ; Dunlop , l . c . ; P . 212 .( 89 ) اين بار حركت در امتداد كنارهء درياى سياه به سوى جنوب و سپس از درياى سياه به سوى شرق به جانب درياى خزر .
( 90 ) در اينجا به نظر مىرسد مسعودى به ابخاز بهطور اخص اشاره مىكند و نه سلسلهاى گرجى با همين نام . نگاه كنيد به مطالب قبل .
( 91 ) در اينجا ما با سلسلهء گرجى بگراتى سروكار داريم ، كه با منطقهء جنوب غربى گرجستان مربوطاند . به پيشنهاد ماركوارت( Streifzu ? ge , P . 186 )، به جاى الطبيعى ميتوان * المنبعى ( منبغى /* mam - p'aliخواند ، كه لقب شاخهاى از بگراتيان بود .
مقايسه كنيد با :Constantine Porphyrogenitus , De adm . imp . , ch . 64 : . O( 92 ) مسجد الكساندر ! به نظر مىرسد مسجد اقتباس واژهء گرجىMtskhetaباشد ، گرچه احتمالا اين شهر كهن ( واقع در غرب تفليس ) متعلق به سلسلهء ابخازى بوده است ( نگاه كنيد به زيربخش 31 ) ، نه به اميران جنوب غربى ( حوضهء چورخ ) .
( 93 ) دربارهء او نگاه كنيد به 5 در تاريخ الباب .
( 94 ) از تصحيحى كه كوان پيشنهاد كرده است استفاده شد : به جاى وعلى ( حرف اضافه ) امره ، بخوانيد : و على ( فعل ) امره ، نسخهءE: و عتى امره من هناك ؟ .
( 95 ) نگاه كنيد به سفرهاى ابودلف در ايران ( مقارن 950 ) ، قاهره ، 1955 ، 15 .