من پيشنهاد دوست خود ويليام مارسه را به كار مىبرم ، او مبدا ( از ريشهء به دو ) را منزلهاى موقتى چادرنشينان تا رسيدن به مهضر ( جاى پر آب ) تعريف مىكند :
« et les autres choses cite ? es parmi les zones de parcours temporaires annexes de Kou ? fa et Bas . ra » .
واقعيت اين است كه دينور ( كه ماه الكوفه « ماد كوفه » ناميده مىشود ) و نهاوند ، موسوم به ماه البصره ، به نوعى به دو شهر بين النهرين وابسته بودند . اين مطلب را مىتوان با گفتهء مسعودى مربوط ساخت ، امّا قسمتى كه او به آن اشاره مىكند در مروج الذهب نيست و همين سبب اشكال كار شده است .
شرح
( 106 ) شكايت از تغلّب ( استيلاى ) حاكمان محلّى ، شايد انعكاس به قدرت رسيدن ديلميان باشد كه در 332 / 943 به اوج خود رسيد .
( 107 ) به نظر مىرسد اين شهر فيروز قباذ يا فيروزآباذ باشد ، نگاه كنيد به :Studies , P . 7 .شايد نام شهر قوباى امروز ، بازتاب نام قباذ باشد .
( 108 ) برمكى محلى است در بخش جنوبى خانات قوبا .
( 109 ) و ما يتّصل ( ؟ ) .
( 110 ) آثار باروهاى طويل ، مخصوصا باروهاى دربند ، در امتداد رودهاى سمور و گلگين چاى ، و نيز نزديك كوه بشبارماق ، كشف شده است ، نگاه كنيد به :Pamiatniki istorii Azerbayjana , Baku 1965 , P . 35 .( 111 ) مسعودى ميان سرچشمههاى رود كر كه آنها را در كشور جرزان و قلمرو پادشاهى جرجين قرار مىدهد ، و ادامهء آن در قلمرو ابخاز ، قبل از رسيدن به ثغر تفليس ، فرق قايل است . در قرون نهم و دهم ، بخش مركزى سرزمينهاى گرجستان ميان شاخههاى خاندان بگراتى تقسيم شده بود ( شاخههاى ايبريا ، تااوTaoو آرتانوجArtanuj) . ماركوارت( Streifzu ? ge , P . 176 )، جرجين را گرگين كبير دانسته است ، كه در تااو حكومت مىكرد ( 918 - 941 ) . كولاKola، جايى كه سرچشمههاى كر در آن قرار دارد ، نگاه كنيد به :Minorsky Jour . As . , July 1930 , 107 - 11 ,طبعا جزو ايبريا بود ، امّا با توجه به موقعيت آن ( همسايهء شمالى تااو واقع در كنار