در مغرب ) الان . برابر جايگزين ديگر
( Brun , II , 316 )
مىتواند بلغارها باشند ، بلغارهايى كه در سفر اسپاروخ خان به سوى دانوب شركت نكردند ( 679 م ) ، بلكه در كنار بايان
Bayan
در كلبههاى قديمى خود ، نزديك درياى آزوف ، ماندند . كونيك
Kunik ( ibid , P . 316 )
به روسهايى مىانديشد كه خزران بخشى از كوبان را به ايشان واگذار كردند ( ؟ ) . همهء اين فرضها قطعيت ندارند . تنها يك چيز معلوم است و آن اينكه از الانها و كشك كه بگذريم ، مسعودى واقعيّات مسلم را رها كرده است .
شرح
( 83 ) در نسخهءE: ارم آمده است ، به معناى بهشت ، و افزوده است : ارم ذات العماد .
نگاه كنيد به : قرآن كريم ، فجر : 6 . رود بزرگى كه كشك را از ارم جدا مىكند مىتواند كوبان باشد ، يا احتمالا دن ، با توجه به داستان ماهيهاى عظيم كه به نظر مىرسد استروژن باشد . به گفتهء جان تسهتسهJhan Tsetses( ح 1110 - 1180 ) نام سكايى ميوتيس بود و معنى آن « شهر ماهى » است . ماركوارت به اين نتيجهگيرى مىرسد كه اين نام بر كربالقKa ? r - balugدلالت مىكند . نگاه كنيد به :Keleti szemle , X 1 , 1910 , PP . 1 - 26با تصحيحاتى در :Ungarische Jahrbu ? cher , 1 V , 3 - 4 , 1924 , P . 327 ; Wehro ? t und Arang , 1938 , P . 57 , 134 , 188 .قبل از همه هردوت( IV , 53 )از استروژنهاى عظيم دنىيپرDnieperبا نام سكايىa'vtakal ? osسخن گفته است . قصهء مسعودى نوعى ديگر از قصههاى اسكندر دربارهء ساكنان منطقهء منتها اليه شمالى است . نگاه كنيد به : ابن فقيه ، ص 298 - 299 . مقايسه كنيد با :Abu - Hami ? d al - Gharnati ? , Jour . As . July 1925 , P . 118 .از آنجا كه در خبر ما ساكنان ارم ماهيگير خوانده شدهاند ، مىتواند انعكاس بعضى خاطرههاى بازماندگان بلغارها ( نگاه كنيد به پىنوشت بعدى ) يا مجارها ( در لبدياLebedia، نزديك آزوف ) باشد ، كه آنان هم به عنوان ماهيگير معروف بودند . نگاه كنيد به : حدود العالم ، 22 .
( 84 ) مقايسه كنيد با : ابن فضلان ، گ 208 ر ، و غرناطى چاپ فراند ، ص 118 ، دربارهء مردم شمال دور . به سبب پارهاى خطاها گاه آزوف با درياهاى شمالى مرتبط مىشد .