تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
شاخهء شرقى چوروخ ) اشارهء مسعودى به جرجين ، تقريبا نادقيق نيست . اشارهء دوّم به مملكت ابخاز را مىتوان با توجه به اين واقعيت تفسير كرد كه در نيمهء اول قرن دهم ، اميران نواحى منتها اليه غربى گرجستان ، موسوم به « سلسلهء ابخازى » ( نگاه كنيد به :
Brosset , I , 277 , 287
) كارتلى
Karthli
را ضميمهء خاك خود كردند . مسعودى يا به اين نكته توجه دارد ، يا اينكه به نحو تقريبى به جهتى اشاره مىكند كه كر ميان كولا و تفليس جريان داشته است . تفليس در دست امير عرب جعفر بن على بود . من بسيار سپاسگزار استاد سيريل تومانف
Cyril Toumanoff
هستم كه از كتاب منتشر نشده‌اش دربارهء بگراتيان ايبرى ، نكاتى چند را در خصوص لغزشهاى ماركوارت در تبارشناسيهاى گرجى براى من استخراج و ارسال كرد .
شرح
( 112 ) بنا به اين اثر :Constantine Porphyrogenetus , De admin imperio , ed , Gy . Moravcsik , Budapest 1949 , 38 ,نام قديم « تركان » ( در اينجا هنگرينها ) بود ، يعنى « سابارتيانهاSabartianى سفيد » . بخشى از اينها بر اثر فشار پچنگها به جانب غرب رفتند ، در حالى كه بخشى ديگر به احتمال حدود نيمهء قرن هشتم در « يكى از مناطق ايران ساكن شدند » . اين هنگرينها ( كه بعدا مسيحى و ارمنى شدند ) مردمانىاند كه در ارمنستان آنها را سورديكعSevordikمىخوانند ( در زبان عاميانه « پسرهاى سياه » ) و در عربى ساورديه و سياورديه . مركز آنان تاوسTavus( ميانهء راه گنجه به تفليس ) است . نگاه كنيد به : كتابشناسى در :Gy . Moravcsik , Byzantino turcica , II , 223 ; cf . Marquart , Streifzuge , 36 , 38 ; and Minorsky , Studies in Caucasian History , 26 , 74 .( 113 ) ظاهرا در بعضى آثار ديگر . ( 114 ) سباسجه ، از فارسى ميانهء* sp si ? gبه معنى « نگهبانانى » كه ساسانيان در طول مرز قفقاز گمارده بودند ( ماركوارت ) . در متن ، ج 2 ، ص 75 ، سيابجهSy bijaآمده است ، كه نام قومى در اندونزى( crivijaya )است و ارتباطى به مطلب ما ندارد . نگاه كنيد به : همان ، ص 14 . دربارهء به كار بردن تبرزين ، نگاه كنيد به : تاريخ الباب ، 13 .