تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
آنجا كه ديده‌هاى دوستان بازرگان خود را از سفر به روس و بلغار نقل مىكند ، تا هرگونه ارتباط جغرافيايى ميان دو دريا را ردّ كند . امّا نگاه كنيد به نقيض آن در زير بخش 6 دربارهء يك اشتباه در آثار بطلميوس نيز نگاه كنيد به : ماركوارت ، همانجا ، ص 153 .
شرح
( 56 ) .Maeotis - cum - Ponto .( 57 ) آمل بندر نيست . ( 58 ) « دود » . شايد در اين خبر نظر مسعودى معطوف بوده است به « آتش جاويد » در سرخنSurakhanدر معبدى كه نيايشگران هندى ( پنجابى ) ساختند . نگاه كنيد به :A . V . W . Jackson , From Constantinople , 1911 , PP . 42 - 57 .( 59 ) تصفر . در نسخهءE: تزفر ، « ترق تروق مىكند » . ( 60 ) به احتمال زبانهء شعلهء چاههاى نفت است . ( 61 ) نگاه كنيد به : حدود العالم ، 4 ، ص 38 : * دهستانان - سر . ( 62 ) نگاه كنيد به زيربخش 4 . ( 63 ) نگاه كنيد به مطالب قبل در همين كتاب . ( 64 ) نگاه كنيد به پيوست 5 . ( 65 ) مرزبان . براى « ب » و « م » مقايسه كنيد با ترجمهء بروست ازS . Orbelian , P . 246 : Rum - qal'a : « au confluent de la rivie ? re Marzeban , ou Barzeman et de l'Euphrate » . Cf . No ? ldeke , « Der Euphrate von Gerger bis Djerebis » , Petermanns Mitt , 1920 , LXV 1 , 53 - 4 ( plate 3 ) : Merziman .( 66 ) بعدا غازى قمخ ، قاضى قمخ ، اينك لك . ( 67 ) ساكنان روستاى كوبه‌چى ( تركىko ? bechi« زره‌ساز » ) كه هنوز هم به صنعت قديم مشهورند و به لهجهء خاصى از گروه درگوا تكلّم مىكنند . نگاه كنيد به : مطالب قبل در همين كتاب . ( 68 ) دربارهء سرير نگاه كنيد به : مطالب قبل و پيوست 4 . دربارهء يكى دانستن سرير و فيلانشاه سخت ترديد دارم ، نگاه كنيد به : مطالب قبل در همين كتاب .