باززدند و بيشتر ضياع تفليس را ضبط كردند ، و راههايى كه از بلاد اسلام ، از ميان ( خاك ) اين كافران به تفليس مىرسيد ، بسته شده است ، چه اين اقوام ثغر را احاطه كردهاند . 95 باوجود اين ، مردم تفليس قدرتمند و شجاعاند ، هرچند ممالكى كه گفتيم اينان را در ميان گرفته است .
24 . بعد از مملكت جرزان ، كشورى است به نام صمصخا ، 96 كه از نصرانيان و مشركان تشكيل مىشود و شاه ندارند .
25 . بعد از آنها ، در ميان ثغر تفليس و گذرگاه قلعهء الان ، كه در پيش ذكر آن رفت ، مملكت صناريه ( تسعنر « 1 » ) قرار دارد 97 كه شاهش كرپيسكوپوس « 2 » نام دارد و اين لقب عمومى شاهان آنجاست . اينان نصرانىاند ، امّا مدعىاند كه از تبار عرب ، بويژه نزار بن معّد بن مضرند ، و تيرهاى از عقيل كه از زمانهاى قديم در اينجا ساكن شدهاند . ايشان در آن ناحيه بر بسيارى از اقوام مسلطاند .
[ در اينجا مسعودى از مطلب دور شده ، و به شرح پيمان عقيل و مذاجح ، كه در يمن آنان را ديده است و تنها تيرهء منشعب از نزار مقيم آن كشورند ، پرداخته است ] .
صناريه مدعى بودند كه در روزگاران قديم از آنان جدا شدهاند ، و آنان همان كسانى هستند كه ما مأرب ناميدهايم .
26 . پس از مملكت صناريه قوم شكين است . 98 اين مردم نصرانىاند ،
هامش
( 1 ) .Ts'anar( 2 ) .Chorepiskopus