تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
قبخ ، و همچنين اقوامى كه در اين منطقه ساكن‌اند . [ در اينجا مسعودى از كتاب المسالك و الممالك ابن خرداذبه انتقاد مىكند كه « چرا دربارهء اميران و دولتهايشان خبرى نمىدهد » ] . 30 . اگر خداوند به حكمت و رحمت خويش شاهان ايران را يارى نمىداد تا شهر باب و باروى آن را در دريا و بر زمين و كوه بنا كنند و اقوام گوناگون را در آن جاى دهند و شاهان را ( به مراتب ) برگزينند ، همانا كه اميران خزران ، الانها ، سرير و تركان و اقوام ديگر بر اين ولايتها دست يافته بودند : بردعه ، الران ( ارّان ) ، بيلقان ، آذربايجان ، زنجان ، ابهر ، قزوين ، همدان ، دينور ، نهاوند و جاهاى ديگر ، كه در ميان اقامتگاههاى موقت كوفه و بصره نام برديم ، تا برسد به عراق . 105 امّا خداوند ، به وسايلى كه گفتيم ، به روزگار كنونى ضعف اسلام ( كه بالاخص در زمان خليفه متقى للّه ، 329 - 332 / 940 - 944 اهميت بسيار دارد ) ، راه ايشان را سدّ كرد . . . 106 دربارهء باب اخبار بسيار است كه از آن جمله‌اند اخبار بناهاى شگفتىانگيزى كه قباد پسر فيروز ، پدر انوشيروان ، در محلى به نام مسقط بالا برد كه شامل شهرى است ساخته شده از سنگ . 107 اخبار باروهايى كه در شروان بنا كرد و به ديوارهاى گلى مشهورند ؛ اخبار دربارهء بارويى سنگى معروف به برمكى 108 و اخبار بارويى كه به ناحيهء بردعه پيوسته است ، 109 كه از ذكر آنها خوددارى كرديم ، چه در تأليفات قبلى خود از آنها سخن گفته‌ايم . 110 31 . رود كر از كشور جرزان مىآيد ، كه به جرجين ( گرگين ) شاه 111