( وظيفه دارند ) در برابر هركه از اين دريا ، يا از خاك ميان آنجا و درياى خزر مىآيد ، بايستند . زيرا كه تركان بياباننشين غز براى قشلاق به آن خاك مىآيند ، و گاه باشد شاخهاى كه رود خزر ( ولگا ) را به خليج پونتوس وصل مىكند ، 40 يخ مىزند و غزها با اسبان خود از روى آن مىگذرند . اين رود ( دن ) پهناور است ، امّا زير پايشان ( يخ ) نمىشكند ، چه از سختى چون آهن است . غزها 41 از آنجا به كشور خزر مىآيند .
چند بار كه مردان گمارده در برابر غزها از باز ايستادن ايشان عاجز ماندند ، شاه خزر ناچار شد خود وارد ميدان شود . امّا در تابستان تركان نمىتوانند از رود بگذرند .
هنگامى كه كشتيهاى روس به سپاهيان مستقر خزرى در دهانهء تنگهها 42 رسيدند ، رسولى نزد شاه خزر فرستادند ( و اجازه خواستند ) از ميان كشور او بگذرند ، بر رود رو به پايين رانند و وارد رود ( آبراه ؟ ) خزر ( پايتخت ؟ ) شوند ، 43 و به درياى خزر برسند ، كه قبلا گفتيم درياى جرجان ، طبرستان و ساير ( ولايات ) ايران است - بدين شرط كه نيمى از غنايمى را كه از غارت طوايف كنار دريا به دست مىآورند ، به او دهند . او اجازه داد كه چنين كنند . آنان به مصب رود ( دن ) وارد شدند و از آن شاخه آنقدر بالا راندند تا به رود خزر ( ولگا ) رسيدند ، و از آنجا به سوى شهر * آتل سرازير گشتند . 44 از آنجا گذشته ، وارد مصبّى شدند كه به درياى خزر مىريزد ، و از آنجا به سوى شهر آمل ( در طبرستان ) راندند .
اين رود ( ولگا ) بسيار پهناور است ، و آبى فراوان در آن جارى است .
كشتيهاى روس بر دريا پراكنده شدند و به سوى گيلان ، طبرستان ، و آبسكون ( بر ساحل جرجان ) ، بلاد النفّاطه ( نواحى نفتخيز ) و سرزمينهايى كه در آذربايجان ( واقع ) است هجوم بردند ، چه از خاك اردبيل در
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٨٨