همدينان خود جنگ نكنند . اكنون هفت هزار تن از آنان ، مجهّز به تير و كمان ، خود و جوشن و زره همراه با شاه ركاب مىزنند . در ميانشان نيزهدارانى هستند كه به رسم مسلمانان مسلحاند . ايشان قاضيان مسلمان دارند . در پايتخت خزر معمول اين است كه هفت قاضى داشته باشند ، دو تن از آن مسلمانان ، دو تن از آن خزران كه به حكم تورات داورى كنند ، دو تن از آن مسيحيان كه به حكم انجيل داورى كنند ، و يكى براى صقالبه و روس و ديگر مشركان كه طبق سنّت مشركان حكم مىدهد ، يعنى حكم عقلى . هنگامى كه موردى بسيار مهم پيش آيد و ندانند چگونه آن را فيصله دهند ، به نزد قاضيان مسلمان مىآيند و حكم ايشان را مىپذيرند و از دستور شريعت اسلام پيروى كنند . در ميان شاهان شرقى اين منطقه ، تنها شاه خزر سپاه مقررىگير ( مرتزقه ) دارد . 21 در آن ديار هر مسلمانى را به نام ( آن جنگجويان ) لارسى مىخوانند .
همانگونه كه گفتيم ، روس و صقالبه مشركاند و در لشكر شاه خدمت مىكنند و بندگان شاهاند . در اين شهر غير از لارسيه ، مسلمانان تاجر و صنعتگر بسيارند . كه به سبب عدالت شاه و امنيت ( حاكم بر كشور ) به كشور خزر رفتهاند . اينان مسجد جامعى دارند كه منارش مشرف بر قصر شاه است ، و نيز مساجد ديگرى دارند كه در آنها براى تعليم قرآن به كودكان مكتب داير است . اگر مسلمانان و مسيحيان متفق شوند ، شاه را ياراى مخالفت با آنان نيست .
مسعودى گويد : در آنچه گزارش كرديم ، در حقيقت منظور شاه خزر نبود ، بلكه خاقان بود . 22 درواقع در مملكت خزر خاقانى هست و رسم چنان است كه او مطيع شاه ديگر و در قصر او باشد . خاقان در قصر به سرمىبرد ، نه مىتواند مركب براند ، و نه در برابر خاص و عام ظاهر
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٨٤