يهودى شد . عدهاى از يهوديان كشورهاى اسلامى و امپراتورى روم شرقى به او پيوستند . سبب آن بود كه امپراتور ، كه در آن زمان ، 332 / 943 ، او را آرمانوس ( رومانوس ) مىخواندند ، يهوديان مملكت خود را به زور مسيحى ساخت . . . و شمار زيادى از يهوديان روم به كشور خزر گريختند . . . اينجا مجال گزارش يهودى شدن شاه خزر نيست ، چه از آن در تأليفات پيشين سخن گفتهايم .
در اين مملكت مشركان از اقوام گوناگوناند ، از آن جملهاند صقالبه ( اسلاوها ) و روس كه در يك جانب شهر ( آتل ) جاى دارند . اين مشركان مردگان خود را همراه اسب ( در اصل : « حيوانات » ) ، ساز و برگ و زيورها مىسوزانند . اگر مردى بميرد ، زن او نيز زنده سوزانده مىشود ، امّا اگر زن بميرد ، شوهر سوزانده نمىشود . اگر كسى عزب بميرد ، پس از مرگ همسرش دهند . زنان به سوزانده شدن راغبترند ، ( پندارند ) كه روحشان همراه روح مرد ( مرده ) وارد بهشت مىشود . هندوان نيز چنين كنند ، امّا در صورتى كه زن رضايت دهد . در اين شهر ( يا كشور ؟ ) مسلمانان غالباند ، چه سپاه سلطان از ايشان است و به لارسيه ( ارسيه ، اريسيه و غيره ) معروفاند ، 20 و از حدود خوارزم مهاجرت كردهاند . در صدر اسلام در سرزمينشان جنگ شد و طاعون آمد و ايشان به سوى شاه خزر كوچيدند . اينان مردمى شجاع و نيرومندند و تكيهگاه شاه در جنگها . طبق شروطى خاص در قلمرو ( بلد ) او مقيم شدند . يكى از شروط آن بود كه آشكارا به شريعت خود عمل كنند و اذان و مسجد داشته باشند ؛ نيز اينكه وزير از ميان ايشان ( برگزيده ) شود . در اين ايام وزير احمد بن كويه ( كوبه ) است . ديگر اينكه در جنگ شاه با كافران در كنار او باشند ، امّا اگر با مسلمين جنگ درگرفت ، در سپاه وى از ديگران جدا بايستند و با
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٨٣