در نتيجهء آن طبقهاى از اشراف ارمنى - آلبانيايى پيدا شد . پادشاهيهاى متأخر انى « 1 » و واسپوراكان « 2 » در قفقاز شرقى نفوذ چندانى نداشتند 49 ، اما حكّام كوچكتر سيونيك و ارتسخ « 3 » ( جنوب بردعه ) نقش برجستهاى در وقايع آلبانيا بازى كردند .
همسايگان مسيحى ديگر آلبانيا ، گرجيها ، در نگاهدارى موقعيت خود توفيق بسيار يافتند ، امّا توسعهطلبى آنان عمدتا در طول خط شمالى كاختيه « 4 » شكّى بود ، كه در شمال كر واقع است و سلسلهاى از آن خود داشت كه در حوادث قرن نهم ارّان تا اندازهاى تأثير گذاشت .
گرجيها به مسيحيت بيزانسى اعتقاد داشتند و لذا با يعقوبى مشربان « 5 » ارمنى - آلبانيايى مخالف بودند . كوشش براى رواج نحلهء يونانى ( خالكدونى « 6 » ) در آلبانيا با مقاومت روبرو شد ، هنگامى كه همسر ورز تردات ( مرگ در 715 م ) ، با كمك اسقف گردمن « 7 » در اين راه قدمى برداشت ، روحانيت يعقوبيه عليه ايشان قيام كرد و حتّى از عبد الملك خليفه ( مرگ 86 / 705 ) استمداد خواست . 50 از سوى ديگر ، امپراتورى روم شرقى براى مردم آلبانيا ، كه از جانب همسايگان غيرمسيحى سخت در فشار بودند ، از جهت سياسى جاذبهء بيشترى داشت . هرچند هنگام ورود امپراتور هراكليوس در 626 ، شاهزادهء آلبانيا از بيم ايرانيان به او پيوست ( موسى كالان ، ج 2 ، فصل 2 ) ، تاريخنويسان محلّى در موارد متعدد از روابط نزديك آلبانيا و امپراتورى بيزانس خبر مىدهند و مىنويسند كه حتى به امپراتور آن باج هم مىپرداختند .
هامش
( 1 ) .Ani( 2 ) .Vaspurakan( 3 ) .Artsakh( 4 ) .Kakhetia( 5 ) .Monophysite( 6 ) .Chalcedonian( 7 ) .Gardaman