تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
جغرافيدانان اسلامى ، تا حدودى واژهء الران ( * ارّان ) را بنا به قرارداد به كار برده‌اند . مقدّسى ( ص 374 ) به شرح مبسوط اين سرزمين پرداخته و آن را به صورت جزيره‌اى توصيف كرده است كه بين دو رود ارس و كر ( نهر الملك ، كه بايد خوانده شود نهر الكّر ) و درياى خزر قرار دارد . امّا در ميان شهرهاى آن تفليس ، باب و شروان را نام برده است . ابن حوقل ( ص 251 ) اصطلاح دو ارّان را به كار برده است كه ظاهرا منظور دو كنارهء شمالى و جنوبى رود كر است . در دورهء موردنظر ( حدود 340 - 440 / 950 - 1050 م ) عملا سه سرزمين بزرگ و كاملا جدا از هم وجود داشته است : اران در جنوب كر ، شروان در شمال كر و باب و توابع آن ( دربارهء نواحى بينابين و كوچكتر نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب ) . پرتو ( در عربى برذعه ، كه سپس بردعه شده است . بردع به معنى پالان خر ، صورت عاميانهء آن است ) در روزگار عثمان به صلح گرفته شد . با وجود اين ، اميران محلّى املاك خود را حفظ كردند . بردعه ، كرسى ارّان ، به صورت پادگان نظامى و مركز ادارى اعراب درآمد . جغرافيدانان عرب مزارع و باغهاى وسيع و فراوانى ميوهء اين سرزمين را ستوده‌اند . ابن خرداذبه ( ص 17 ) در ميان القابى كه اردشير ساسانى به فرمانروايان محلّى اعطا كرده است ، به شيريانشاه يا شيرانشاه اشاره مىكند ، كه احتمالا عنوانى افتخارآميز براى شروانشاه بوده است . صاحب اين عنوان در خلافت عثمان ، به سلمان بن ربيعه تسليم شد ( بلاذرى ، ص 290 ) . همو بناى شهر شماخيّه را به شماخ بن شجاع نسبت مىدهد ( نگاه كنيد به صفحات قبل ) . در روايات اوليّهء اسلامى ، ذيل حوادث 15 / 636 از يكى از اهالى باب سخن مىرود : دهقان‌زاده‌اى به نام شهريار كه فربهى ( شترمانندى ) او نظر
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 26 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم