لاهيج خوانده مىشود و بدون شك با همنام خود لاهيجان مرتبط است ( نگاه كنيد به حدود العالم ، ص 407 ) . 44 به همين نحو بيلقان ( احتمالا )
* Bel - ak n
بايد با بيلمان
Baylam n
در گيلان مرتبط باشد (
* Belm n
« خانهء بلها » ) نگاه كنيد به : مقدّسى ، ص 372 - 373 و غيره . 45 نام شروان هم ( « جايگاه شرها » ، مقايسه شود با كردىوان و گرجىوان در همسايگى آن ) بايد از آن نوع باشد . 46 ابن خرداذبه ( ص 118 ) ، و ابن فقيه ( ص 303 ) ، به شهرى در ناحيهء رويان ( ميان گيلان و طبرستان ، نگاه كنيد به : دايرة المعارف اسلام ) به نام الشرّز اشاره دارند ، كه ممكن است موطن اصلى آنان باشد و از آنجا به شروان كوچانده شده باشند . 47 به گفتهء طبرى ( سلسلهء سوم ، ص 1041 ) ، لارز و شرّز ، كه جدّ او فاتح آنها بود ، از توابع ديلمان بوده است .
ج . عناصر و تأثيرهاى مسيحى
در حيات ناحيهء مورد مطالعهء ما ، ارمنيان اهميت بسيار داشتند . آنان در 190 ق م در خاك سيونيك « 1 » ( سيسكان « 2 » نيز خوانده مىشود ) 48 و ساير سرزمينهاى اطراف درياچهء سوان جاى گرفتند و در وقايع ناحيهء ميان كر و ارس ، و حتّى شمال كر ( در شكّى ) نقش برجستهاى داشتند . بعد از 387 م آن نواحى را از دست دادند ، امّا مىدانيم كه مسيحى شدن آلبانيايها و برخوردارى ايشان از نعمت كتابت كار ارمنيان بود . مهاجران ارمنى و عناصر فرهنگى ارمنى در جذب بيشتر ملت آلبانيا سهم عمدهاى داشتند . نجبا و اعيان دو قوم ، آزادانه با يكديگر آميزش و ازدواج كردند و
هامش
( 1 ) .Siunik( 2 ) .S ? sak n