[ ميوتيس ، درياى آزوف ] كشيده مىشود ، و تنگههاى قسطنطنيه در آن جارى است . طرابزون كه كنار اين درياست ، شهرى است در ساحل آنكه هر سال چندين بازار در آنجا برپا مىشود و اقوام بسيار ، از جمله مسلمانان ، يونانيان ، ارمنيان و نيز از كشك ( كسك ؟ چركس ) براى داد و ستد بدانجا روند .
هنگامى كه انوشيروان شهر معروف به باب را با باروهايى ساخت كه به ميان آب رفته و بر كوه و دشت گذشته بود ، اقوام گوناگون و شاهان را در آن جاى داد و براى هريك مرتبه و لقبى خاص تعيين كرد و مرزهاشان را ، به همانسان كه اردشير پسر بابك با شاهان خراسان عمل كرده بود ، مشخص ساخت . 7 در ميان شاهانى كه انوشيروان در منطقهاى استقرار داد كه مرز سرزمينهاى اسلامى در ناحيهء بردعه است ، شاهى بود شروان نام كه كشورش نام از او گرفته و هر شاهى كه بر اين خاك حكومت كند شروان ناميده مىشود . 8
مسعودى گويد : مملكت او ، اينك كه سال 332 / 943 است ، يك ماه راه است ، 9 چه سرزمينهايى را ضميمهء خاك خود ساخته است كه انوشيروان به وى لقب ( وسم ) آنها را نداده بود . در اين تاريخ شاه آنجا ( خداوند داناتر است ) ، 10 مسلمانى است به نام محمد بن يزيد ، از پشت بهرامگور ، كه در نسب او جاى شك نيست ؛ 11 و نيز شاه سرير از پشت بهرامگور است ؛ همچنين فرمانرواى كنونى خراسان 12 از اخلاف اسماعيل بن احمد است ، و اسماعيل از پشت بهرامگور است ، و در آن جاى شك نيست ؛ همانگونه كه در بخش مربوط به انساب شرح دادهايم .
محمد بن يزيد شروانى بعد از مرگ داماد خود عبد الله بن هشام ، 13 كه
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٨٠