مروج الذهب ( فصل 17 ) ذكر كوه قبخ و اخبار طوايف گوناگون از جمله الان ، خزر ، قبايل ترك و * برغر و اخبار باب الابواب و شاهان و اقوام گرداگرد آنان .
1 . مسعودى گويد : كوه قبخ ( قفقاز ) كوهى است عظيم كه ناحيهاى وسيع را فراگرفته و در آن مملكتها و اقوام بسيار است . در آن هفتاد و دو ملتاند كه هريك شاه و زبانى جدا از ديگران دارند . در اين كوه درّهها و تنگههاى بسيار است و شهر الباب و الابواب 3 بر يكى از شاخههاى آن قرار دارد ، 4 كه كسرى انوشيروان آن را بنا كرده است ، در ميان كوهها و درّههاى خزر . او باروى شهر را از دريا به مسافت يك ميل كشيد ؛ 5 سپس در امتداد كوه قبخ ، از بلنديها ، فرورفتگيها و درههاى آن حدود چهل فرسخ گذرانيد تا به قلعهاى رسيد كه به آن * طبرسران ( ؟ ) مىگويند . 6 سه ميل به سه ميل ، يا كمتر يا بيشتر ، بنا به اهميت راهى كه دروازه اقتضا كند ، دروازهاى آهنين در بارو كار گذارد . درون بارو ، كنار هر دروازه ، طايفهاى را جاى داد تا نگاهبان آن و باروهاى پيوسته بدان باشند ، و اقوامى را كه در اين كوه ساكناند ، از خزران ، الانها ، طوايف ترك ، سريريان و كفّار ديگر ، از آسيب طوايف اطراف مصون دارند .
بلندى كوه قبخ ( ؟ ) ، طول و عرض آن نزديك به دو ماه راه ، يا حتّى بيشتر است . اطراف اين كوه اقوامى زندگى مىكنند كه تنها آفريدگار مىتواند بشمارد . يكى از شاخههاى آن ، همانگونه كه گفتيم ، بر درياى خزر نزديك باب است . شاخهء ديگر آن است كه تا درياى مايطس