تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
تقاضاى صلح كرد ، كوشيد لطفش را جلب كند ، و در 927 / 1521 به خدمتش رسيد . شاه اسماعيل با او به مهربانى رفتار كرد و با اعزاز به قلمرو حكومتش بازگردانيد . وى 22 سال به عدل و انصاف حكومت كرد و در 930 / 1524 به مرگ طبيعى درگذشت . حاكمى بود خردمند و عادل و زاهد و در حق علما ، كه همواره در پيرامونش بودند ، مهربانى مىكرد . از او هفت پسر بر جاى ماند . 56 . پس از او پسر ارشدش سلطان خليل بن شيخ شاه به جايش نشست . او از طريق ازدواج با يكى از دختران 2 شاه اسماعيل حمايتش را به دست آورد و هيچ‌يك از برادرانش نتوانستند با او مخالفت كنند . حكومتش دوازده سال طول كشيد و در جمعه 7 جمادى الاولى 924 / 4 نوامبر 1535 درگذشت . 3 57 . جانشين او پسر برادرش ، شاهرخ بن سلطان فرّخ بن شيخ شاه بود . در آن زمان قشون قزلباش بر شروان تسلط كامل يافته بود . شاه تهماسپ پسر اسماعيل سپاهى به سردارى برادر خود ، القاص ميرزا ، به شروان فرستاد كه در روز شنبه 7 ربيع الاول 945 / 3 اوت 1538 ، باقيماندهء خاك شروان را تصرف كردند . شاهرخ اسير گشت و به نزد تهماسپ برده شد ، و وى شاهرخ را زندانى كرد و در 946 / 1539 به قتل رسانيد . تهماسپ شروان را تيول برادر خود ، القاص ميرزا ، قرار داد . نيز گفته‌اند كه قشون تهماسپ به مدت هفت ماه ، قلعهء شماخى 4 را بدون موفقيت محاصره كرده بود ، تا اينكه سرانجام تهماسپ خود با سپاهى گران به آنجا رفت و مدتى هم او به كار محاصره پرداخت . سپس تهماسپ
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 254 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم