تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
افريدون » ، كه او را ممدوح خاقانى شناخته‌اند ( زيربخش 50 ) ، آشكار مىشود . بدين طريق در فاصلهء سى تا چهل سال ميان منوچهر دوم و افريدون ، چهار نسل از شاهان ناشناخته ، جاى گرفته‌اند . براساس شواهد سكه‌شناسى ، اينان را بايد حذف كرد ( نگاه كنيد به زيربخش 48 ) . پاخوموف معتقد است كه كسران بايد نامى ديگر ( شايد عنوان بعد از مرگ ؟ ) افريدون باشد . اينك يك امر مسلّم است ، و آن اينكه ميان يزيديان نخستين و « كسرانيان » ( نسل سوم ) گسستى وجود نداشته است ، و تنها تفاوتشان در ميزان ايرانى شدن است : اين خاندان مدتى طولانى از سرزمينهاى عربى دور ماند و ضرورتا با خانواده‌هاى محلى اختلاط و ازدواج كرد . در پرتو پژوهشهاى اخير ادبى ( استاد هادى حسن ) و سكّه‌شناسى ( پاخوموف ) دربارهء شروانشاهان دورهء سوم ، 7 اينك نياز است در كارهاى پيشين تجديدنظر كنيم [ مىتوان به تحقيقات بسيار مفصل استاد عليزاده دربارهء بخش جنوب شرقى قفقاز و سرزمينهاى مجاور در قرون سيزدهم ، چهاردهم مراجعه كرد . ] 8 دكتر پاخوموف تعداد زيادى از سكّه‌هاى نويافته را شناسايى كرده است . هرچند اين سكّه‌ها ( مسى ) بد ضرب شده ، و خوب محفوظ نمانده و فاقد تاريخ است ، امّا برحسب نام سلاطين و خلفايى كه بر آنهاست ، مىتوان آنها را از هم جدا و دسته‌بندى كرد . بررسى دقيق گاهنامه‌هاى گرجى هم نكاتى را روشن كرده است ، چه در قرن دوازدهم گرجستان در حوادث شروان نفوذ بسيار داشت . 9 دكتر هادى حسن در پژوهش دربارهء فلكى شروانى ، 10 كه زحمت بسيارى براى آن كشيده است ، ديوانهاى تمام شعراى شروان را به دقت
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 257 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم