را به همسرى وى داد و احوال او را به عرض باب عالى عثمانى رسانيد .
پس برايش مقررى كافى وضع كردند و همانجا در كريمه بماند تا در 987 / 1579 لالا مصطفى پاشا آهنگ شروان كرد . ابو بكر ميرزا به همراهش به شروان رفت و پس از آنكه اين پاشا آن سرزمين را تسخير كرد ، ايالت بزرگى را به اقطاع به او داد . او در آنجا بماند و تاكنون خبر بيشترى از او به دست نياوردهايم .
تعليقات
48 و 49 . در بخش 2 ، زيربخش الف ، كه به شروانشاهان به اصطلاح نسل « سوم ( يا كسرانيان ) » اختصاص يافته است ، فورا غياب راهنماى موثقى چون تاريخ الباب ، كه در فصول نخستين وجود داشت ، احساس مىشود .
در اينجا منجّمباشى به نقل از جهانآراى غفارى ( اتمام 972 / 1564 ) مىپردازد . اين اثر در خور ستايش است ، امّا نويسندهء آن هنگام پرداختن به « كسرانيان » دچار سردرگمى كامل است . 5 غفارى از افريدون بن فرامرز ( بخوانيد : * فريبرز ) بن * سالار بن يزيد شاخهء يزيدى ( مزيدى ) شروانشاهان را دنبال مىكند ، امّا به نظر مىرسد كه در اينجا « چون » ( ظاهرا به جاى * جيّون ) ، از فهرست اميران دربندى اضافه شده است ( نگاه كنيد به زيربخش 31 ) . اينكه شجرهء خاندان به انوشيروان دادگر مىرسد ، جاى تعجب نيست ، چه حتى مسعودى ، ج 2 ، ص 4 ، نسب محمد بن يزيد ، 6 معاصر خود را ، به بهرامگور رسانيده و اضافه كرده است كه در آن اختلافنظرى وجود ندارد . بيشترين سردرگمى دربارهء اعقاب بلافصل « منوچهر بن كسران بن كاوس بن شهريار بن گرشاسف بن