با عهد و امان آنچنان كرد كه شاهرخ از قلعه به زير آيد ، امّا به عهد خود وفا نكرد و غدر ورزيد ؛ وى را ابتدا زندانى كرد ، و سپس در همان تاريخ كه گفتيم ، به قتل رسانيد .
58 . سپس از ميان شاهان شروان برهان على سلطان بن سلطان خليل بن شيخ شاه ، ظاهر شد . وى با نيرويى در * 951 / 1544 به شروان حمله برد و با * القاص ميرزا ( در نسخهء ب : القاضى ) وارد جنگ شد ، امّا پياپى از او شكست خورد . سرانجام به سلطان سليمان خان رومى پناه برد ، و سلطان سپاهى در اختيارش قرار داد . امّا هنگامى كه به شروان نزديك شد ، باخبر گشت كه * القاص ميرزا با نيرويى عظيم از قزلباش ، آمادهء جنگ است و او به سپاه روم اجازهء بازگشت به خانه داد ، و خود به داغستان ( ضبط : تاغستان ) رفت و در آنجا بود تا در 955 / 1548 سليمان خان به آذربايجان آمد . برهان على سلطان به وى پيوست ، سلطان او را با سپاه ( به پيش ) فرستاد ، و او با كمك آنان شروان را تصرف كرد و در آنجا دو سال والى بود ، تا حدود 958 / 1551 درگذشت .
59 . پس از مرگ او قزلباش شروان را اشغال كرد و پسرش ابو بكر ميرزا به * داغستان گريخت . هنگام مرگ پدرش طفلى خردسال بود ، و پارهاى از ياران پدر او را به داغستان بردند و در آنجا بيست سالى بماند ، سپس عازم سرزمين چركس شد و از آنجا در 978 / 1570 به قريم ( كريمه ) رفت . دولت گيرى خان « 1 » او را با مهربانى تمام پذيرفت و دخترش
هامش
( 1 ) .Daulat - giery Khan