ابراهيم فديهاى سنگين پرداخت تا آزاد شد و به قلمرو شاهى خود بازگشت و در اعاده و انتظام امور آنجا كوشيد . در 821 / 1418 بعد از چهل سال حكومت درگذشت .
51 . پس از او پسرش سلطان خليل جايش را گرفت . در ؟ ( سفيد ) اسكندر بن قرهيوسف با سپاهى از تركمانان به سوى او لشكر كشيد .
سلطان خليل از مقابله پرهيز كرد و اسكندر به سرزمينهاى شروان تاخت و همانگونه كه آرزويش بود ، آن را با خاك يكسان كرد ، و تا آنجا كه در قدرت داشت بىهيچ بهانهاى به مردم آزار رسانيد . وى تا دربند پيش رفت و سپس با غنايم و اسرا به آذربايجان بازآمد . آنگاه سلطان خليل بازگشت و كوشيد با عدل و انصاف به اصلاح امور كشور پردازد . در 828 / 1425 برادران سلطان خليل ، كيقباد ، اسحاق و هاشم بر او شوريدند . خليل از شاهرخ ميرزا ، پسر تيمور ، تقاضاى كمك كرد و با معاضدت وى توطئههاى برادران را خنثى ساخت و از آن پس موقعيتى بلامعارض يافت . هربار كه شاهرخ به آذربايجان مىآمد ، خليل در التزام ركابش بود . در ؟ ( سفيد ) ، شاهرخ دختر ميرزا ابو بكر ، پسر ميرانشاه بن تيمور را به وى داد . خليل با كمك شاهرخ و پسرانش قدرت بسيار يافت ، كارش بالا گرفت و خطهاش ثروتمند شد . وى عمرى دراز كرد ، تا سرانجام در 867 / 1462 بعد از 47 سال پادشاهى درگذشت . در جنگى كه ميان سپاه او و شيخ جنيد صفوى درگرفت ( 860 / 1456 ) جنيد جان خود را در معركه از دست داد .
52 . پس از او پسرش فرخ يسار بن خليل اللّه حكومت راند . وى شاهى
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٥١