افريدون بن فريبرز بن سالار ( الف : سارلار ) بن يزيد ( الف : مزيدن 1 ) بن مزيد بن چون ( ب : « بعدا ابن چون » ) بن مرزبان بن هرمز بن انوشيروان دادگر ، كه همان كسراى ايرانيان است . غفارى در جهانآرا نسب او را اينگونه آورده است ، امّا ظنّ من اين است كه اين انوشيروان ، انوشيروان شاهنشاه ايران نيست ، بلكه فردى است با نام انوشيروان و يكى از اعقاب شاهان نخستين شيبانى شروان . پس در اين باره بيانديش .
49 . منوچهر ( ش 1 ) ياد شده در بالا لقب خاقان داشت و خاقانى شاعر شهير ، تخلّص خود را از نام او گرفت و قصايد بليغ در مدح او سرود . اين منوچهر در حدود 550 / 1155 حكومت كرد و بعد از او پسرش ( ش 2 ) فرّخزاد بن منوچهر به جايش نشست و سپس ( ش 3 ) گشتاسف بن فرّخزاد حكومت كرد كه اميران گشتاسفى ساليان به او منسوباند . پس پسر او ( ش 4 ) فرامرز بن گشتاسف ، سپس ( ش 5 ) فرخزاد بن فرامرز ، و بعد ( ش 6 ) كيقباد بن فرخزاد ، و پس از آنها ( ش 7 ) كاوس بن كيقباد بود ، كه بعد از سلطنتى طولانى ، حدود 774 / 1372 درگذشت . آنگاه پسرش ( ش 8 ) هوشنگ بن كاوس به مدت تقريبا ده سال سلطنت كرد و حدود 784 / 1382 درگذشت . وى همان بود كه اختلاف ميان سلطان حسين جلاير و برادرش سلطان احمد را ، هنگامى كه سلطان احمد از بيم عادل آقا به ارّان گريخت ، فيصله داد . هوشنگ دو برادر را صلح داد و وى آخرين تن از دستهء نخست است . پس از او عموزادهاش ابراهيم بن سلطان محمد بن كيقباد سلطنت كرد . او نخستين كس از دسته دوّم بود كه به شرح احوالش خواهيم پرداخت .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٤٨