ربيعه ، احتمال بيشتر است ( نگاه كنيد به : لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ) . البته درست است كه اشارهء يعقوبى به ناحيه ياكورهاى « بخصوص » تا اندازهاى مبهم به نظر مىآيد . خالد در آغاز كار خود ( مقارن 185 / 801 ) حكومت موصل را داشت و ياقوت ، ج 2 ، ص 300 ، در منطقهء موصل از خالديه با صراحت ياد مىكند .
( ج ) بيش از دو قرن بعد اصطلاح خالديات دوبار در تاريخ يحيى بن سعيد آمده است . 8 در 365 / 976 امپراتور باسيليوس ، برداس اسكلروس « 1 » را به حكومت بطن هنزيط و الخالديات نصب كرد . گمان مىكردند كه اين دو ناحيه به هم مربوط بوده است ، و مىدانيم كه هنزيط نزديك خارپرت ( خارپوت ) قرار دارد . 9 همان منبع ، ذيل وقايع 379 / 988 از دو پسر بطريق بقراط ، حاكم خالديات ياد مىكند . بارون روزن 10 پيشنهاد كرده است كه ملك اين بطريق را با محلّى به همين نام كه در مقدسى ، ص 150 مذكور است ، يكى بدانيم . در آنجا اين محل از طريق راهى به سينّ - نوهاس « 2 » متصل مىشود ، و محل اخير هم در دو منزلى شمال غربى ( ؟ ) موش « 3 » قرار دارد . 11
با اينهمه ، هنوز اين ظنّ هست كه املاك خالديات در ناحيهاى بسيار دور تر از قلمرو حكومت جديد و موروثيش ، به محمد بن خالد بخشيده شده باشد ، و اين شايد حيلهاى بوده است براى وابسته ساختنش به حكومت مركزى .
سورمين در ارّان ؛
ارسى و ضياع - محمد ( محمديّه ، حميدى ؟ ) ، هر دو در طبرسران و
هامش
( 1 ) .Bardas Skleros( 2 ) .Sinn - Nuh s( 3 ) .Mush