1067 ) ، از يكى از دستاندركاران با نام « خادم » ياد شده است ، كه احتمالا به اين سبب است كه نشان دهد وى در زمرهء غلامان نبوده است ؛ چه معمولا غلامان به نگهبانى مىپرداختند ( نگاه كنيد به زير دربند ) .
در منبع ما از نيروهاى نظامى برآورد كلّى ديده نمىشود ، و تنها مىتوانيم به اين سابقه اشاره كنيم كه در لشكركشى مشترك اميران باب و شروان عليه شندان ( زير بخشهاى 8 و 38 ) تعداد مسلمانان گرفتار ده هزار تن بوده است . در 382 / 992 ، در جنگى كه در قبله روى داد ، وزير شروان همراه با چهارصد سوار از سرداران لشكر شروان كشته شدند . در فصل مربوط به ارّان گفته شده است كه در 417 / 1026 حاكم محلى ده هزار تن از گرجيان مهاجم را كشت و در 454 / 1026 الانيها بيش از بيست هزار تن از ارّانيها را اسير گرفتند . تمام اين ارقام تقريبى است و گزارش درگيريهاى كوچك قطعيّت ندارد .
در نظام دفاعى ارّان و شروان ، كه بيشتر خاكشان در دشتى وسيع كنار رود كر و شاخههاى آن قرار داشت ، استحكامات از اهميّت ويژهاى برخوردار بود . در فصل مربوط به ارّان باخبر مىشويم كه مردم در 441 / 1049 بر نايب السلطنهء ضعيف خود شوريدند ، چه او مىخواست براى ساكت ساختن همسايگان ، شش قلعهء مرزى را به آنان واگذارد . قلعهء مركزى شروان ( كهن دژ ) بايد گلستان ( زيربخش 14 ، در زيربخش 21 : جلستان ) بوده باشد . 16 نمىتوان گفت كه يزيديه پايتخت شروان ، قلعهاى داشته است ، امّا در 437 / 1045 هراس از تركان غز ، شروانشاه قباد را وادار ساخت تا گرداگرد آن را با سنگ ، حصار كشد و دروازهها را از آهن بسازد . 17
درست مشخص نيست كه در 455 / 1063 ( زيربخش 19 و ارّان ، زيربخش 15 ) امير ارّان موفّق به تسخير يزيديه شده باشد . محلّ
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٣٣