بويژه دور از خاك شروان قرار دارند ؛
رزقيه ( يا زرقيه ، مقايسه شود با مرزوقيه ، زيربخش 9 ) - محلى نامعلوم تحت ادارهء باب ، و شايد مرتبط با محصولات آن .
مهياريه ، موجكاباد و سامسويه - هر سه در مسقط .
جغرافيادانان نخستين ( اصطخرى ، ص 182 - 183 ) از توسعهء باغدارى در شروان ، از كشت درخت توت 12 و گسترش ماهيگيرى در رود كر سخن مىگويند . دربارهء چاههاى نفت باكو ، ابودلف ( حدود 339 / 950 ) مىگويد 13 كه واگذارى ( قباله ) چاههاى معمولى روزانه هزار درهم عايدات مىآورد و درآمد چاههاى « نفت سفيد » هزار درهم ديگر اضافه عايدى دارد . 14 بههرحال آنچه از چاههاى نفت و نمكزارهاى باكو عايد مىشد ، در اصل براى تأمين هزينههاى غازيان باب ضبط مىشد . محصول غلّهء چند روستا را نيز هيثم بن محمد به همين كار اختصاص داد ( زير بخش 7 ) ، بعدها حاكمان شروان بايد براين منابع درآمد دست گذارده باشند ، چه در 333 / 944 مىشنويم ( زيربخش 9 ) كه در لحظهاى دشوار شروانشاه مجبور شد عايدى مورد اختلاف را به باب بازگرداند .
دربارهء وضع كلى مالى شروان مىتوانيم از حقايق زير نكاتى را استنباط كنيم . مىدانيم كه فريبرز شروانشاه چهار هزار ماديان داشت و باجى كه پذيرفت به مرزبان بن محمد بپردازد ( در 344 / 955 ) به يك ميليون درهم بالغ مىشد ( در مقايسه با دو ميليون درهمى كه بر شاه ارمنستان ، سمبات تحميل شد ) نگاه كنيد به : ابن حوقل ، ص 254 . 15 در 459 / 1067 شروانشاه در برابر تسليم عمويش 000 6 دينار به تركان پرداخت . در همان سال با پرداخت 000 30 دينار خراج سالانه به ايشان موافقت كرد . در سلطنت ملكشاه ، فريبرز بن سلّار قبول كرد سالانه
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٣١