تاريخ محلّى ديگرى را كه ملّا محمد رفيع نام به زبان عربى نگاشته است ، تنها از طريق مستخرجات آن مىشناسيم . 23 اين كتاب مجموعهاى است از افسانههاى محلّى دربارهء اخلاف بستگان پيامبر ( ص ) كه از شام به داغستان مهاجرت كردهاند . نويسنده به دفاع از حقوق اين بزرگواران برخاسته ، و در پرداخت دينى كه دهات به ايشان دارند تأكيد ورزيده و بر اهميت شمخالهاى دهات قاضى قمخ اصرار كرده است . حتى عنوان شمخال را مأخوذ از نام روستاى خال ( در عربى به معنى دايى ) واقع در شام مىپندارد . در اين كتاب به هر طريق كوشش شده شأن نوتسال « 1 » هاى آوارى را پايين بياورد . چه اينان را عمّال مشركانى مىداند كه مورد حمايت روس قرار دارند . به گفتهء باكى خانف ( نگاه كنيد به ترجمهء روسى ، ص 6 ، 50 - 54 ) مأخذ اصلى كتاب فوق در 318 / 931 نوشته شده است . ملا محمد رفيع اثر خود را در 712 / 1313 به تحرير درآورد و در 1030 / 1617 منتخباتى از آن تهيه شد . اين سنهها مشكوك است و ديباچهء نسخهء خطى باكى خانف ، كه كاظم بيك ( ص 21 - 22 ) آن را نقل كرده است ، شاهد اين ادّعاست . چه اشاره به ويرانى قموق يا بهتر بگوئيم قاضى [ غازى ] قموق به دست تركها ، حاكى از اين است كه استنساخ در دورهء لشكركشى عثمانى به قفقاز ، پس از مرگ شاه طهماسب صورت گرفته است ( 1577 - 1612 ؛ مقايسه شود با همر ، ج 2 ، فصلهاى 38 - 43 ) . بهطور كلّى اثر ملا محمد رفيع ، يا تحرير بعدى آن ، بيانيهء خسته كنندهء سياسى در دفاع از حقوق شمخالها براى رسيدن به عاليترين مقامات در داغستان است . درواقع ستارهء اقبال سرخاى غازى قموق تا
هامش
( 1 ) .Nutsal