تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
پرسشى كه توجه ما را به خود جلب مىكند اين است كه بدانيم چه كسى و به چه زبانى و در كجا اثرى را ، كه اينك در بندنامه خوانده مىشود ، تأليف كرده است . استاد فقيد بارتولد دربارهء اين موضوع بحث كرد و استنتاجهاى كاظم بيگ را با دريافتهاى شخصى خود تكميل ساخت . در نسخهء خطى روميانتسف « 1 » ، مترجم تركى آن ، محمد آوابى آق‌تاشى ، بصراحت مىگويد كه ترجمهء او از روى يك اصل فارسى است ، كه ولىنعمتش خواسته است مشكلات عربى و فارسى آن را برايش ساده كند . به گفتهء بار تولد ، اين ولىنعمت به نام چوبان بيك ، فرزند شمخال ، از اخلاف ( اوغلو ) گرى خان « 2 » ، و حتما يكى از اميرزادگان محلى داغستان بوده است . 20 آق‌تاش ، كه مترجم منسوب به آن است ، رودخانه‌اى است كه قصبهء اندرى نو كنار آن قرار دارد و مترجم هم به آن اشاره‌اى مىكند . اصل فارسى اثر بايد مفقود شده باشد ، چه دربندنامه را بار ديگر شخصى به نام على ياربن كاظم از متن تركى به فارسى برگردانيد و به شيخ على خان ( ابن فتحعلى ) هديه كرد . شيخ على خان در 1796 از طرف روسها به سمت « خان دربند و قبه » منصوب گشت . به اين ترتيب فعلا قديمترين تحرير فارسى دربندنامه تحريرى است كه در قرن هفدهم وجود داشته است . 21 آنچه بيشتر توجه را جلب مىكند و بايد آن را ارج نهاد ، اين است كه آخرين بخش نسخهء روميانتسف ( نگاه كنيد به : كاظم بيك ، ص 228 - 229 ) 22 هنگام مرور بر حوادث سالهاى « هرج و مرج » بعد از زوال
هامش
( 1 ) .Rumiantsev( 2 ) .Giery - Khan
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 12 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم