تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
عربى نيامده است . اين عناوين متّأخر - و هنوز رازناك - با عناوين و القاب مجلّل ساسانى ، كه در اوايل دورهء اسلامى هنوز هم فراموش نشده بود ، ارتباطى ندارد .

ج . همسايگان دوردست باب

خزران . قلّت اطلاعات محلى دربارهء خزران ، بر ارزش هر اطلاعات مثبتى به تاريخ آنان مىافزايد . خزران به هر گروه مشخّص زبانى كه تعلق داشته باشند ، 119 به‌طور كلى از نظر سياسى باقيماندهء يك دولت قديمى ترك ( كوك ترك « 1 » ، در چينى تئوچو « 2 » ) به شمار مىآيند ، يا به عبارت بهتر ، بيشتر بقاياى اتحاديهء غربى آن . 120 در آستانهء فتوحات اسلامى ، خزران قدرت مهمى در روسيهء جنوبى و قفقاز شرقى بودند . كوششهايى كه اعراب براى درهم شكستن قدرت خزران به كار بردند ، آنطور كه بايد هنوز معلوم نگشته است . 121 در آستانهء انقراض امويان بود كه تلاش اعراب به موفقيت رسيد . عباسيان ناچار بودند همّ خود را متوجه جهات ديگر سازند . مهيبترين هجوم خزران به شمال ايران در 183 / 799 ، در خلافت هارون الرشيد ، صورت گرفت ( طبرى ، سلسلهء سوم ، ص 648 ؛ در فتوح البلدان بلاذرى از قلم افتاده است ) . در ايام قديمتر ، كه شرح آن در تاريخ الباب آمده است ( قرون نهم - دهم ) ، خزران هنوز صاحب قدرت بودند ، همان‌گونه كه در 288 / 901 ، در عصر فرمانروايى شاهى به نام « پسر بلجان » 122 ، شاهد حملهء ايشان به دربند هستيم ، امّا نيرومند شدن دولت كيف ، برخى حملات از سوى خوارزم ، فشار طوايف ترك تازه از راه رسيده و سستى سازمان ادارهء كشور ، كه در آن گروههاى مختلف قومى
هامش
( 1 ) .Ko ? k Tu ? rk( 2 ) .T'u - chu ? eh