را ويران كنند . 131
روس . آخرين گروه قومى ، كه در منبع خود با آن آشنا مىشويم روس است ، يعنى روسهاى اوليّهاى كه در اصل اسكانديناويايى ( سوئدى ) هاى ماجراجو ، برادران نورمنهاى شمالى بودند كه در اروپاى غربى چندين پادشاهى بنيان نهادند . در آغاز ، كاست نظامى خاصى از طريق غارت ، و نيز تجارت ، روزگار مىگذراند و خود را بر طوايف فنلاندى و اسلاونيك تحميل مىكرد ، امّا بتدريج در اقوام زيردست خود حلّ شد . اين امر در ميان نورمنها در نرماندى فرانسه ، و نيز در كيف هم صورت گرفت . در كيف پسر ايگور « 1 » ( اينگوار « 2 » اسكانديناويايى ) و اولگا ( هلگاى اسكانديناويايى ) با نام سوياتوسلاو ( متوفى 972 ) اسلاوى خوانده شد . گروههاى ماجراجويان اسكانديناويايى همچنان از جانب شمال سرازير بودند ، امّا عنصر اسكانديناويايى نشان داده بود كه براى تمايلات توسعهطلبانهء دولت كيف ، به تنهايى كارايى ندارد . در دورهء لشكركشيهاى سوياتوسلاو در ولگا و بالكان ، عناصر اسلاو و دولت كيف بايد در ارتش و سازمان حكومتى او شركت مىداشتهاند . اگر در ميان اميران هنوز هم اسامى اسكانديناويايى در كنار اسامى اسلاوى رواج داشت ، نبايد اين گرايش به نياكان را ضامن پاكىنژاد ، حتّى در ميان كاست حاكم بدانيم . 132
اعراب از زمانى كه اروپاى غربى را شناختند ، ميان روس و اسلاوها ( اسقلاب ، جمع آن : سقالبه ) فرق نهادند . شناختهشدهترين سقلابها در ميان نويسندگان نخستين عرب ، احتمالا اسلاوهاى غربى بودند ، 133 هرچند كه جغرافيادانان اسلامى پارهاى مردم غير اسلاو را هم در جمع
هامش
( 1 ) .Igor( 2 ) .Ingvar