تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
جدا افتاده به سهولت به آنان اجازه مىداد كه از استقلالشان دفاع كنند . نام شندان در مآخذ قديم عربى ظاهرا نشانهء نام قبيله‌اى * بشند ( يا شند ؟ ) به اضافهء پسوند جمع فارسى ، ان ، باشد ( مقايسه كنيد با طبرسران ) . در منابعى كه من در دسترس داشته‌ام همانند آن را در جاينامهاى داغستان نيافتم . 114 از طرف ديگر ، به نظر مىرسد نام اقوشه مربوط به زمانهاى اخير باشد . نخستين بار در حوالى پايان قرن چهاردهم ، در تاريخ تيمور ، اين نام مشاهده شد ، كه در آنجا به صورت اشكوجه است . 115 مردم داغستان در زبانشان ، بيشتر با اصطلاحاتى عام مانند « مردان » به خود اشاره مىكنند ، در حالى كه همسايگان انواع حيرت‌آور القاب استهزايى را براى آنها به كار مىبرند . 116 لذا ، بسيار احتمال دارد كه شندان و اشكوجه ( كه بعدها رنگ تركى گرفت و به صورت اقوشه درآمد ) نيز از اين‌گونه القاب باشد . 117 حدس ديگر دربارهء نام شند - / رشند - مىتواند از اين قرار باشد كه اين واژه انعكاس نام قوم نيست ، بلكه نام خاندان حاكم يا كاست « 1 » برترى را منعكس مىسازد ؛ شايد شبيه به اوار ناميدن شاهان سرير ( نگاه كنيد به مطالب قبل ) . 118 در خاتمه مايلم خاطرنشان كنم عناوين و القابى كه بعدها حاكمان محلى را با آنها مىشناختند ( از جمله القاب اوارى نوسال « 2 » يا نوتسال ؛ شاوقال « 3 » يا شمخال « 4 » در غازى قموق ؛ اوسمى « 5 » يا اوتسمى در قىتاقى ، و ميسوم يا معصوم در طبرسرانى ) در تاريخ الباب يا ساير منابع
هامش
( 1 ) .Caste( 2 ) .Nusal( 3 ) .Shauqal( 4 ) .Shamkh l( 5 ) .Usmi