تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
ريشهء سريانى دارد . همانطور كه مشهور است ، « سيزده تن آباى سورى » ، كه گفته مىشود در قرون پنجم - ششم به گرجستان آمدند ، در تطوّر حيات صومعه‌ها در آن ديار نقش بزرگى داشته‌اند . [ * بخت به جاى كوخت ] . مسعودى ، ج 2 ، ص 42 ، از پيوندهاى خانوادگى دوجانبه‌اى سخن مىگويد كه در زمان او ميان شاه الانها و صاحب سرير ايجاد شد . در منبع ما ديده مىشود كه سريريها گاه با الانها و خزران ( در 300 / 912 ) و گاه تنها با الانها ( در حملهء مهيب به شروان در 423 / 1032 و گاه با « تركان مختلف » 101 ( در 456 / 1054 ) متحد گشته‌اند . صاحبان سرير در رفتار با همسايگان مسلمان خود بزرگمنشىهايى از خود نشان دادند ( نگاه كنيد به وقايع 292 / 905 و 300 / 912 ) ، امّا سياستشان پيوسته در تغيير بود . پيش از آن سالها ، حدود 247 / 851 است كه از حملهء جسارت‌آميز شروانشاه به صاحب سرير باخبر مىشويم . در 358 / 968 امير باب با يارى سرير به شروان حمله كرد ، امّا در 360 / 971 سرير خسارات سنگين بر باب وارد آورد . طى حوادث 447 / 1032 ، باب از شروان در برابر مهاجمان شمالى حمايت كرد و در 423 / 1055 صاحب سرير ، براى بازگردانيدن امير منصور وساطت كرد ، امّا در 456 / 1064 ، به تحريك دشمنان منصور ، به باب حمله برد . كمى پس از آن ، صاحب سرير براى كمك به داماد خود به مسقط آمد . فيلان . گويا عناوين و القاب مجلل صاحب سرير كافى نبود ، چه مسعودى ، ج 2 ، ص 41 - 42 ، فيلانشاه را به‌گونهء عنوان ديگر او ذكر مىكند . اين نكته ( كه ممكن است اشاره به يكى از فتوحات سريرى ، يا به