تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
از مرزهاى دورافتادهء خود را سازمان مىدادند ( نگاه كنيد به مطالب اوايل كتاب ) . 96 اين لقب مسلما اصل ايرانى دارد ، و با قياس با نامهاى قفقازى مانند لك - ز ، حرف « ز » بايد پسوند ايرانى به معناى اصل ( نسبت ) باشد . اين نام در واژهء ارمنى ،
Aurhaz - k
، كه به گفتهء تامس ارتسرونى « 1 » نام قومى قفقازى بود ، منعكس شده است . در ظفرنامه ، ج 1 ، ص 772 ( اوايل قرن پانزدهم ) سريريهاى اوليّه اهر « 2 » ناميده مىشوند . به نظر مىرسد در دربندنامه ، ص 94 ، 200 ، به سرزمين اوار با نام اهران ( شايد * وهران ) اشاره شده است . با توجه به رد چندين نام گيلانى محل كه در داغستان و شروان ديده مىشود ( نگاه كنيد به : اوايل همين كتاب ) ، مىتوان نتيجه‌گيرى كرد كه ميان * و هر / اهر و عنوان مشهور و هر - يز ، كه بيشتر مربوط به ولايات خزر است ، 97 رابطه‌اى وجود دارد ( مقايسه كنيد با : دينورى ، ص 65 ) . اهل فن بايد حكم كنند كه آيا تغيير صورت * وهرار - ز ، ارها - ز ( وهران ؟ ) و امثال آن ، به اوار مىتواند پديده‌اى صرفا ايرانى توصيف شود ، يا به تأثير عوامل محلّى چنين شده است . هرچند ، مستقل بودن واژهء اور با توجه به گفتهء ابن رسته ، ص 147 ، دلايل محكم دارد . او مىگويد شاه ( سريريها ) را اوار مىخوانند . 98 از متن ما برمىآيد كه اين اصطلاح بر امير ، نه بر مردم سرير ، دلالت مىكند . امكان دارد كه مانند موارد مشابه بسيار ، خاندان حكومتى سرير از نژادى بيگانه بوده‌اند ، و اوار شباهت شگفت‌انگيزى با نام فاتحان مشهور آلتايى قرن پنجم ميلادى دارد . در اين مورد مىتوان لقب ديگر خاقان الجبل را ذكر كرد ، كه به گفتهء
هامش
( 1 ) .Thomas Artsruni( 2 ) .Auhar