تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
( مقايسه كنيد با زيربخش 14 ) . اين بار اين امير كوشيد تا به پدر همسرش ، امير سرير ، تكيه كند . ذيل سنهء 423 / 1032 ، با آنچه در زيربخش 15 آمده است ، مباينتى وجود دارد . در آنجا سخن از دو هجوم مىرود : هجوم روس در 421 / 1030 ، و هجوم الانها و سريريها در 423 / 1032 ، حال آنكه در زير بخش 38 گفته شده است مهاجمان ، كه مردم باب غنايم را از چنگشان بيرون كشيدند ، روس بوده‌اند . به هر طريق ، سال بعد روسها و الانها به قصد انتقام بازگشتند . البته پيوستگى همهء عناصر ضدّ مسلمان قابل تصوّر است ، امّا واقعيت اين است كه در زيربخش 38 از سريريها ذكرى نشده ، كه احتمالا به سبب پيوندهاى سببى منصور بوده است . شركت مردم كرخ در عقب راندن مهاجمان در 424 / 1033 ، بايد نتيجهء اسلام آوردنشان در 385 / 995 بوده باشد ( زيربخش 36 ) . هرچند حوادث سالهاى 429 / 1037 و 432 / 1040 ( زيربخش 39 ) نشان داد كه ايمان چندان محكمى نداشته‌اند ( دربارهء هيثم بن ميمون بائى رنگ‌باز ، نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب ) . 39 . عبد الملك ( 425 - 434 / 1034 - 1043 ) . پيشينيان او كوشيدند در مبارزهء خود عليه حاكميت « رؤسا » و توسعه‌طلبى شروان ، به اجيران و اميران كوچك داغستان تكيه كنند . هنگامى كه رعاياى دمدمىمزاج ، عبد الملك را بيرون راندند و راه شروانشاه را باز كردند ، امير بر آن شد كه املاك خود را بازپس گيرد ، امّا تصميم گرفت از طريق ازدواج با شاهزاده خانم شمكويه ، طرحى نو دراندازد و به اين ترتيب نقش نامزد برگزيدهء شروانيان را بازى كند . دارودستهء « رؤسا » بيدرنگ به عواقب اين پيوند