916 به حكومت رسيد ، اختلاف خانوادگى آغاز گرديد . عبد الملك ناچار شد از حاكم آذربايجان ، يوسف بن ابى الساج ، و سپس از خزران تقاضاى كمك و حمايت كند . ( مقايسه كنيد با پىنوشت ش 37 در همين فصل ) .
منبع ما ، روابط ميان عبد الملك و ساجديان را نرم و مسالمتآميز دانسته است ( نگاه كنيد به توضيحات زيربخش 9 ) . واقعيت آن است كه يوسف بن ابى السّاج خود به باب سفر كرد و طبق دستور بغداد ، ديوارهاى شهر را بازسازى كرد . 38 در هلال الصابى ، 39 روايت ابو على حسن بن حمدون ، كه در سفر يوسف به « ناحيهء باب » همراه او بود ، نقل شده است . يوسف هزينهء تعمير ديوار را هفتاد هزار ( درهم ؟ ) برآورد كرد و به بغداد اطلاع داد ، امّا ابو الحسن بن الفرات وزير يادآورى كرد كه مصالح از زمان انوشيروان ساسانى در باب برجاى مانده است و هزينه تنها به دستمزد كارگران تقليل يافت . ابو الحسن سه بار وزير شد .
( جمادى الاولى 296 / 18 ژانويهء 909 - ذيقعدهء 299 / 23 ژوئن 912 ؛ ذيحجهء 304 / 6 مه 917 - ربيع الاول 306 / اوت 918 ؛ ربيع الثانى 311 / 31 ژوئيهء 923 - ربيع الاول 312 / 19 ژوئن 924 ) . به اين ترتيب ، به احتمال زياد سفر يوسف به دربند در اوايل نوبت دوم وزارت ابو الحسن صورت گرفته است . خليفه در 305 / 917 - 918 ، بلافاصله مجبور شد عليه يوسف لشكركشى كند . يوسف در رى دست به عمليات زد ، خاقان المفلحى و جانشين وى مؤنس را شكست داد ، امّا در محرّم 307 / ژوئن 919 مؤنس يوسف را اسير كرد و او را به بغداد برد . 40 در اين مدت ، بايد عبد الملك از جانب برادرزادهء خود بر كنار شده باشد ، و سقوط حامى او سبب شد كه احتمالا از خزران كمك بخواهد - طبق سنت خانواده . به طور كلّى گاهشناسى منبع ما صحيح به نظر مىرسد .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١٢٨