تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
دربارهء كشاكش عبد الملك و شروانشاه ، نگاه كنيد به زيربخش 9 . دربارهء هويّت مرافسه ، مراقبه ، مرانه ( ؟ ) و ارّان ( ؟ ) مطمئن نيستيم ، امّا به احتمال كفّار ساكن اين دو محّل با شندان مرتبط بوده‌اند ( نگاه كنيد به ادامهء مطلب ) . طبق منبع ما ، عبد الملك در 327 / 939 درگذشت ، و مسعودى ، ج 2 ، ص 7 ، پنج سال بعد از عبد الملك به عنوان حاكمى نام برده كه در باب حكومت مىكرده است . 35 . احمد بن عبد الملك ( 327 - 366 / 939 - 976 ) . صغير بودن اين شاهزاده هنگام جلوس ، سبب بروز هرج و مرج در باب شد . در اين مرحله نقش شريرانهء « رؤسا » بيشتر مىگردد و دخالت شروانيها ادامه پيدا مىكند . نخستين كسى كه بعد از 327 / 939 از خارج به باب دعوت شد ، هيثم بن محمد بن يزيد ، احتمالا برادر ابو طاهر بن محمد بن يزيد ( زيربخش 9 ) بوده است ، كه با هيثم بن محمد بن ابو طاهر يزيد ، كه ذيل حوادث 357 / 968 ، زيربخش 12 ، ذكر او رفت ، يكى نيست . دربارهء آشفتگيهاى بيشتر شجره‌نامهء شروانيان در زير بخشهاى 9 و 35 ، نگاه كنيد به توضيحات در زيربخش 9 . هنگامى كه مسعودى ، ج 2 ، ص 5 ، مىنويسد شروانشاه محمد بن يزيد ( بخوانيد : ابو طاهر يزيد ، كه در 337 / 948 درگذشت ) بعد از مرگ دامادش عبد الله بن هشام ( بخوانيد : عبد الملك بن هاشم ، كه در 327 / 939 درگذشت ) باب را تصرف كرد ، اشارهء او بايد به اين‌گونه آشفتگيها باشد . مردم باب پس از برگزيدن چند تن از شروانيان به حكومت خود ، در 342 / 953 از شاه لكز ، كه نامش به
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 129 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم