تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نحو بسيار بدى به قشرشم احمد بن منبّه تبديل شده است ، دعوت كردند كه بر آنها حكومت كند . در شرح مربوط به لكز ( نگاه كنيد به ادامهء مطلب ) توضيح داده خواهد شد كه چرا بايد جزء نخست اين نام را به صورت * خشرم تصحيح كنيم . احتمالا بىنظميهاى منطقهء باب را ، لااقل تا حدّى ، اعمال ديلميان دامن زده است . از گفته مسكويه 41 متوجه مىشويم كه در 344 / 955 ، مرزبان براى سركوبى شورشى محلى در همسايگى باب ، از آذربايجان بيرون رفته بود . ورود ابراهيم بن مرزبان در 358 / 968 موج دوم حركت توسعه‌طلبانهء مسافريان ديلمى در جهت شمال به حساب مىآيد . 36 . ميمون بن احمد ( 366 - 387 / 976 - 997 ) . « رؤساى » سركش جوانى امير ( هفده سالهء ) خود را مغتنم شمردند و كوشيدند او را به بازيچهء دست خود تبديل كنند . دربارهء تجربهء تلخ ميمون با اجيران روسى ، كه به نخستين خلع او منجر گشت ، نگاه كنيد به اواخر همين كتاب . همان‌گونه كه در آنجا آمده است ، امكان دارد علت استقرار روسها در باب ، دخالتهاى موسى توزى واعظ بوده باشد . او كه گيلانى بود ، از تاراج آخر روسها در منطقهء موقان سخت متأثر شده بود ، و از حمله‌هاى جديد آنان بر سواحل جنوبى خزر بيم داشت . 37 - 38 . بعد از دو حكومت كوتاه ( محمد و لشكرى ) ، دورهء فرمانروايى منصور بن ميمون بن احمد ، 31 سال طول كشيد ( 393 - 425 / 1003 - 1034 ) كه توأم بود با زدوخورد با شروانيان و مهاجمان شمالى