برخاست . از سوى ديگر ، احتمالا اين انتصاب بر شروانشاه خوش نيامد ، زيرا لشكرى در گذشته يكى از دشمنان برادرش ( ناتنى ) منصور ، زادهء شاهزاده خانم شروانى ، شمكويه ، بود . با برگزيدن عبد الملك در 459 / 1065 رؤساى باب به قيموميّت وحشتناك شروان پايان دادند و بازيچهء جديدى بر كرسى امارت نشاندند . شروانشاه بار ديگر به باب تاخت و اين بار عمهء خود ، شمكويه ، مادر منصور فقيد را ، آزاد كرد .
به رغم صلح و سازشى كه صورت گرفته بود ، مفرّج دسيسه كار اين بار رقيب جديد فريبرز را به باب تحميل كرد ؛ اين رقيب مملان نام داشت و عمّ او بود . 42 مفرّج او را جلو انداخت و با متحدان سريرى براى تصرف مسقط ، ناحيهاى كه فريبرز درصدد بود آنجا را پناهگاه خود سازد ، روانه شد . اما مردم شابران سخت ايستادگى كردند و مفرّج را اسير ساخته و او را نزد فريبرز فرستادند . عبد الملك به خيداق بازگريخت و شروانيان باب را بار ديگر تصرّف كردند . پس از مدتى مفرّج آزاديش را بازيافت و با حمايت سريريها از باب سر برآورد .
42 . در 458 / 1066 تركان به شروان درآمدند ( زيربخش 19 ) و فريبرز با آنان گرفتارى بسيارى داشت . وى فقط توانست بساط عموى خويش را برچيند . او كه پيشتر آلت دست مفرّج بود ، اينك با تركان همكارى مىكرد .
از فصل ارّان 43 درمىيابيم كه الپ ارسلان خود در ذيحجهء 459 / اكتبر - نوامبر 1067 وارد ارّان شد و فرمانروايان سرير و شروان به خدمت او درآمدند . نيز مىدانيم سلطان ، كه ساوتگين را در مقدّمهء سپاه داشت ، در 460 / 1068 به گرجستان تاخت و بعد از پنج ماه از طريق گنجه و بردعه
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١٣٤