13 ) . براساس منابع روم شرقى ، او را ربوده و به قسطنطنيه بردند ، امّا به احتمال زياد از قفقاز سردرآورد . در 1063 بايد 21 سال مىداشته است .
در متن كاملا روشن نيست كه كداميك از دو فرستاده نوادهء حاكم سرير بودند . مىدانيم كه پدر انوشيروان با يكى از معشوقههاى پدرش ازدواج كرد و سپس بيوهء امير تفليس را به همسرى گرفت 24 ، امّا شايد همسران ديگرى هم داشته است . بههرحال بعيد نيست كه فريبرز خود با شاهزاده خانمى سريرى ازدواج كرده باشد . ظاهرا تنها هنر انوشيروان شكوهء شخصى از كردهء عموى بزرگش ، ابو الاسوار ، بوده است .
فريبرز به سبب علاقه به پسر عمهاش ، پسر شمكويه ، نسبت به حوادث دربند برانگيخته و خشمگين نمايانده شده است . تصرّف باب منظور او را از كوشش در راه نشر اسلام در ميان غميق داغستان روشن مىسازد . 25 در اين زمينه نيز به احتمال وى با سرير مرتبط بوده است .
20 . داستان نخستين نفوذ تركها به قفقاز ، از نامهاى ناشناخته و تاريخهاى نويافته انباشته است . رنج و سختى مردم با بيانى متين ، امّا مبهم تصوير شده است . فريبرز بايد مردى با مهارت سياسى بسيار بوده باشد كه بر اوضاع مسلط گشته و گليم خويش را از آب بهدر برده است .
در اينجا به اين موضوع مهم و جالب ، جدا از ديگر موضوعات فرعى و غيرمهم خواهيم پرداخت .
نويسندهء ما اوّلين بار در 437 / 1045 از خطر تركان غز سخن مىگويد ( نگاه كنيد به توضيحات زيربخش 17 ) . بىترديد موارد بسيارى از نفوذ و گسترش تركان وجود داشته است ، امّا در 458 / 1066 ( زيربخش 20 ) بود كه ايلغار آنان چنان ابعادى به خود گرفت كه فريبرز براى دفع خطر
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١١٨