تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
ايرانى وصلت كرده است . 20 اينجاست كه اصل عربى يزيديان بر اثر نفوذ محيط اطراف كمرنگ مىشود . همهء نويسندگان بعدى به ايرانىتبار بودن شروانشاهان اعتقاد داشتند ( نگاه كنيد به رشيد الدين فضل اللّه ، مكاتبات ، ص 130 ؛ فضل اللّه ، تاريخ امينى ، گ 141 ، پ ) . در حكومت يزيد بن احمد براى نخستين بار از ناآراميهاى اجتماعى و نافرمانى ساكنان پايتخت سخن مىرود . دو سكّه با نام الملك الموفق المظفّر ابو ناصر يزيد بن احمد شروانشاه ، كه در يكى از آنها نام خليفه قادر ( 381 - 422 / 991 - 1031 ) هم آمده است ، در 1909 با كوشش آ . ك . ماركوف خوانده و توصيف شد . وى اين حاكم را بدرستى از مزيديان ( به اصطلاح ما يزيديان ) دانست . پاخوموف ( 1938 ) نيز به اين شخص سكه‌اى نسبت مىدهد كه نام خليفه طائع بر آن است ، كه احتمالا بر گاهشناسى تاريخ الباب اثر نمىگذارد ، زيرا اين خليفه از 368 تا 381 حكم راند و احتمالا سكه هم در 381 ضرب شده است . دادن عنوان مظفّر به يزيد در يكى از سكّه‌ها ، ممكن است مربوط به يكى از ادوار متناوب اشغال باب از سوى شروانشاهان باشد . 15 . منوچهر بن يزيد ( 418 - 425 / 1027 - 1043 ) . دربارهء هجوم روس در 421 / 1030 نگاه كنيد به فصل دربارهء ارّان ، زيربخش 10
( Studies , p . 76 )
از زيربخش 38 اين‌طور معلوم مىشود كه روس هم در حملهء عظيم 423 / 1032 شركت داشته است . براساس مطالب زيربخش 15 ، سرير و الانها آن را عليه شروان ترتيب دادند . شاهزاده خانم تبهكار ، ستّ ( نام كوچك ! ) يكى از دختران فضل بن محمد و خواهر موسى بن فضل ( 422 - 425 / 1031 - 1034 ) بود ( نگاه