تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
كنيد به فصل ارّان ، زيربخشهاى 10 - 11 . دربارهء روابط خانوادگى نگاه كنيد به توضيحات زيربخش 19 ) . 16 . ابو منصور على بن يزيد ( 425 - 435 / 1034 - 1043 ) . ازدواج ميان خواهر او ، شمكويه ، و امير باب به جاى از بين بردن علل اختلاف ، به آن دامن زد ، زيرا « رؤسا » اين شاهزاده خانم را اسب تروايى مىپنداشتند كه شروانشاه به درون استحكامات شهر وارد كرده بود . 17 . قباد بن يزيد ( 435 - 441 / 1043 - 1049 ) . در 437 / 1045 يزيديه شهرى بود با بيش از يك قرن و ربع قدمت ( نگاه كنيد به زيربخش 9 ) . در حكومت قباد براى نخستين بار از تهديد تركها با خبر مىشويم كه مستحكم ساختن پايتخت را ضرورى ساخت . 18 . بختنصّر و سلّار ( 441 - 455 / 1049 - 1063 ) . در زيربخش 26 نيز به قلعهء مالوع ( مالوغ ) يا بالوغ اشاره شده است . دربارهء موقعيت آن ، نگاه كنيد به ادامهء بحث در همين كتاب . سلّار با دختر ابو الاسوار شدّادى ازدواج كرد ( زيربخش 19 و فصل دربارهء ارّان ، زيربخش 15 ) . ابيات خاقانى كه در چند صفحهء بعد نقل شده است ، اشاره‌اى است به سفر سلّار به ميافارقين و روابطى كه با « سالار شام » برقرار كرد . در دورهء موردنظر ( 440 - 455 / 1048 - 1063 ) ناصر الدوله مروانى ( از تبار كردى ) حاكم ميافارقين بود ( 402 - 453 / 1011 - 1061 ) امّا هويت « سالار شام » معلوم نيست . در مقالهء پاخوموف ( 1936 ) ، ص 423 ، به سكّه‌اى به نام الملك