مهاجمان مجبور به پرداخت باج شد . در محرم 459 / نوامبر 1066 ، تركان به سركردگى قرهتگين براى دومين بار از راه رسيدند . 26 عمّ فريبرز هم داوطلب همكارى گشته بود . دهات يزيديه و باكو با خاك يكسان شد .
تركان فرستادهء فريبرز را كه به مسقط رفته بود دستگير كردند . محاصرهء يزيديه ادامه يافت ، امّا حيلهء جنگى براى بيرون كشيدن شروانشاه از پايگاه مستحكمش ناكام ماند . هنگامى كه حاجب سلطان براى بار دوّم ( ؟ ) آمد ، فريبرز او را با رشوه خريد تا قبل از همه دشمن خودى ، يعنى عموى خويش را ، از ميان بردارد . به احتمال دلگرميهايى از اين دست تركان را به بازگشت و گذشتن از كر كشانيد . تقريبا بلافاصله بعد از آن ، بعضى از فرستادگان البسان ( ؟ ) امير قزوين از راه رسيدند و سى هزار دينار باجى را كه فريبرز ، در برابر بازدارى تركان از اعمال وحشيانه بر ذمّه گرفته بود ، طلب كردند .
سپس ، در 459 / 1067 ( زيربخش 21 ) ، سركردگان ، قيمس ( ؟ ) و قرهتگين بازآمدند . فريبرز دختر عمويش را به همسرى قيمس درآورد ، امّا وى پس از مدت كوتاهى درگذشت ( مسموم شد ؟ ) .
چندى بعد ، در همين سال ( زيربخش 22 ) ، ورود آلپ ارسلان مرحلهء جديدى در حوادث به وجود آورد . فريبرز شروانى و فضل بن شاور از ارّان به خدمت او درآمدند ، با اين تفاوت كه فريبرز پيشكشهايى با خود آورده بود ، امّا شاور كليد گنج خانه را تقديم كرد . شروانشاه در لشكركشى الپ ارسلان به همراه او رفت و در آن گيرودار وجود حامى جديد را براى سركوبى دشمنان شخصى خود غنيمت شمرد .
هنگام بازگشت سلطان از لشكركشى آسياى صغير ، مردم باب از فريبرز به او شكايت بردند و سلطان ، كه نظرش نسبت به شروانشاه
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١١٩