مىپردازيم .
21 . نام كوچك مخالف مسيحى فريبرز سخت دگرگون شده است .
نزديكترين همسايهء مسيحى در غرب شروان ، پادشاه گرجى كاختيه ، در درّهء الزن « 1 » بود . قلمرو ( منطقهء نفوذ ) او ، احتمالا تا شرق اين رود گسترش داشته است ، و ازينرو از نظر شروانيان ، فرمانرواى شكّى محسوب مىشد . اين اصطلاحشناسى جغرافيايى در فصل ارّان نيز به چشم مىخورد . 28 اخسرتان 29 فرزند گاگيك « 2 » نام فرمانرواى آن روز ( 450 - 477 / 1058 - 1084 ) كاختيه بود كه با شاه گرجستان غربى ( ابخاز ، نامى كه مسلمانان به سبب اصل سلسلهء حاكم بر آن نهادند ) روابط خوبى نداشت . در آن دوره شاه ابخاز بگرات چهارم ( 1027 - 1072 ) فرزند گيورگى « 3 » اول ( 1041 - 1027 ) مردى شجاع و پرتوان بود . در متن ما ، مسلما منظور از ابن كركى همان « پسر گيورگى » ، و پادشاه موردنظر هم بگرات چهارم بوده است ، كه شايد شروانيان او را با بعضى القاب ديگر مىشناختهاند . اين دوره زمانى بود كه بگرات با الپ ارسلان مىجنگيد ، درحالىكه اخسرتان براى حفظ موقعيت و مقام خود اسلام اختيار كرده بود ( نگاه كنيد به اخبار الدولة السلجوقيه ، چاپ م . اقبال ، ص 44 . در اينجا هم نامها مقلوب شده است ) . در 460 / پاييز 1068 ، فضل بن شاور ارّانى به چنگ اخسرتان افتاد ، و او هم فضل را در ازاى دو قلعه 30 به بگرات تحويل داد . قلعهاى كه مؤلف ما آن را قلعهء دسكرة الحسين ( يا الجنين ؟ ) مىخواند ، مشخص نيست ( نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب ) ،
هامش
( 1 ) .Alazan( 2 ) .Gagik( 3 ) .Giorgy