اميرى است كه نيمقرن پيش ذكر او رفته است 18 ( زيربخش 9 ) .
14 . دورهء حكومت يزيد بن احمد ( 381 - 418 / 991 - 1029 ) ، در تاريخ شروان دورهاى مهم محسوب مىشود .
حوادث نزديك قبله در 383 / 992 ، ادامهء كشاكش سال 371 / 981 بود ، و در 389 / 999 بار ديگر از عبد البّر بن عنبسه خبرى شنيده مىشود كه اين بار گرزول ( نزديك گوكچاى ) را از دست مىدهد . در 416 / 1025 گرزول همچنان در دست شروانشاه بود . در زمان مسعودى ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 68 ) شكّى حاكمى داشت به نام ادرنارسه بن همام ( نگاه كنيد به ادامهء بحث در همين كتاب دربارهء نادرستى استعمال واژهء شكّى ) .
خصومت وقفهناپذير با باب ادامه يافت و شابران در كانون وقايع باقى ماند ( مقايسه كنيد با زيربخش 37 ) . املاك زرقيه ( رزقيه ) 19 احتمالا از نقاطى بوده است كه وقف غازيان بود ( نگاه كنيد به توضيحات زيربخش 11 ) . نمىتوان گفت كه رزقيه با مرزوقيهء مذكور در زيربخش 9 يكى است .
شايان توجه است كه برادر شروانشاه ( مقايسه كنيد با زيربخش 33 ) در يكى از دهات طبرسران ( « املاك محمد » ) هنوز اقامت داشت . اين امر نشان مىدهد كه مرزهاى سياسى تا چه اندازه به سبب متصرفات شخصى شاهزادگان نامطمئن و مابه النزاع بوده است . به هر تقدير خود باب هم اغلب در دست شروانشاهان بود .
منبع ما هويت همسر يزيد بن احمد را فاش نمىكند ، امّا نامهاى بيشتر ايرانى پسران او نشان مىدهد كه اين امير با يكى از خانوادههاى اصيل
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١١٤