تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
برده‌اند . ماجراى فرار مفلح به شروان قطعا با شواهد غيرمستقيم منابع ديگر تأييد مىگردد و اين امر از جهت آزمون وثوق تاريخ باب الابواب درخور توجه است . ( ج ) پيشروى ديلميان به سوى شمال 12 پس از 390 / 941 آغاز شد ، و آن هنگامى بود كه مرزبان و وهسودان ( پسران محمد ) توافق كردند كه مرزبان به تصرف آذربايجان و سرزمينهاى مجاور آن بپردازد و ديگرى در تارم ( طارم ) موروثى باقى بماند . اماراتى در دست است كه نشان مىدهد دامنهء فتوحات مرزبان تا 344 / 955 تا دربند كشيده شده بود ، نگاه كنيد به تعليقات زيربخش 35 . خروج اساسى ديلميان از شروان موضوع تازه‌اى است ، هرچند موافقت‌نامهء متعاقب اين موفقيت احتمالا شامل بندى دربارهء پرداخت خراج بوده است . امتيازى كه ابو طاهر يزيد ، در ازاى كمك مردم باب در بيرون راندن ديلميان داد ، تا اندازه‌اى در دربندنامه 13 بيان شده است . در سال 270 / 883 ( يا 272 / 855 ) خليفه ( معتمد يا برادر و شريك الملك او موفق ؟ ) فرمانى صادر كرد و به موجب آن درآمدهاى چاههاى نفت و نمكزارهاى منطقهء باكو را به مردم دربند بخشيد . محمد بن عمّار سرپرست جمع‌آورى درآمد سالانه و توزيع آن ميان غازيان دربند شده بود . در 290 / 903 سرپرست جديد ، عايدات را خود ضبط كرد و دو روستاى متعلق به دربند را در نزديكى شابران متصرّف شد . مردم دربند با محروم شدن از اعانهء مالى ، خود به كسب و كار پرداختند و از وظايف نظامى غافل گشتند . اين امر خزران را وسوسه كرد تا آن شهر را در محاصره گيرند ، امّا از محمد بن هاشم بن سراقه ، حاكم آنجا كه فرماندهى را به عهده داشت ، شكست خوردند و عقب رانده شدند . ( پس از آن )
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 110 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم