تنها تئودوسيوپوليس « 1 » ( كارين « 2 » ، ارزروم ) را اشغال كرد بلكه دوين « 3 » را در محاصره گرفت . اينك به شرح يكيك وقايع حكومت ابو طاهر مىپردازيم .
( الف ) جزئيات دخالت ابو طاهر در باب در زيربخش 34 نيز آمده است . پيشتر در 318 / 930 ، پسر ابو طاهر ، محمد ( حاكم ليزان ) با عبد الملك امير باب در نزديكى شابران درگير شده بود ( زير بخشهاى 9 و 34 ) . در 327 / 938 مىشنويم ( زيربخش 35 ) كه هيثم بن محمد بن يزيد ( برادر ابو طاهر يزيد ؟ ) نام ، امير طبرسران شد و سپس « رؤساى » محلى باب او را به آنجا دعوت كردند . در 330 / 942 يا 333 / 944 ، پسر ديگر ابو طاهر ، احمد ، براى مدتى كوتاه در باب ظاهر شد .
( ب ) براى مدتى هم شروان و هم باب در مدار حكومت ساجديان ، كه نمايندهء خليفه در آذربايجان و ارمنستان بودند ، قرار گرفت ( نگاه كنيد به زيربخش 34 ) . بعد از مرگ يوسف ابن ابى السّاج ( 315 / 928 ) و برادرزادهء او ( 317 / 929 ) جاى اين خاندان را ابتدا وصيف السيروانى ( كه در 317 / 929 سكهاى به نام اوست ) و سپس بندهء پيشين يوسف ، مفلح ، گرفتند ، كه ابن اثير ، ج 3 ، ص 837 ذيل حوادث سنهء 319 / 931 تنها يك بار از او نام مىبرد و او را حاكم آذربايجان مىخواند . در اين سال او لشكركشى انتقامجويانهاى را عليه شاه ارمنستان الديرانى « 4 » ( از خاندان واسپوراكان ) رهبرى كرد . وى روم شرقى را به حمله به منطقهء برگرى - اخلاط « 5 » ( در شمال درياچهء وان ) برانگيخته بود . مىگويند مفلح صد هزار
هامش
( 1 ) .Theodosipolis( 2 ) .Karin( 3 ) .Dvin( 4 ) .Al - D yr nl ?( 5 ) .Bergri - Akhl t