تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
( ؟ ) ارمنى را كشت . وى در 320 ( در اردبيل ) و سپس در 323 ( در بردعه و آذربايجان ) سكّه زد . پس از اين تاريخها تا 326 وضع مبهم ماند . در اين سال از ديسم بن ابراهيم ( ديوانى سابق دستگاه يوسف ) به عنوان حاكم آذربايجان نام مىبرند . 9 دربارهء او و سكّه زدنش اختصاصا مقاله‌اى نگارش يافته است . 10 به هر صورت ، از سكه زدن مفلح در 320 تا 323 خلئى هست كه روايت فرار مفلح به شروان و تسليم او در 320 با آن مىخواند . نام امير بالدويه ، كه او را از آذربايجان بيرون راند ناشناخته است ( نگاه كنيد به ادامهء مطلب در 13 ) ، مگر اينكه آن را نام پدر ديسم فرض كنيم كه به گفتهء ابن حوقل ، ص 236 ، شاذلويه بوده است . هر دو نام در خط عربى شبيه هم به نظر مىرسند . نام واقعى پدر ديسم ابراهيم بود . او عرب و از خوارج بود ، كه بعد از مرگ رهبر پيشين خود 11 ، به آذربايجان آمد و با دختر يكى از بزرگان كرد ازدواج كرد ( مسكويه ، ج 2 ، ص 33 ) . اين امر مىتواند علت برگزيدن نام اضافى ايرانى باشد . ديسم از سران كردان محلّى شد . درست است كه او زيردست يوسف بن ابى السّاج ( در گذشتهء 315 / 918 ) آغاز به كار كرد ، امّا از فعاليتهاى مستقل او ميان سالهاى 326 / 938 و 346 / 957 باخبر هستيم . در 320 ديسم مردى كامل بود ، امّا مىتوان حدس زد كه هنوز هم پدرش در خانواده نقش مهمى داشته است . علاوه بر اين ، ديسم در آغاز كار خود با فرمانروايان و اسپوراكان روابط دوستانه داشته است و احتمالا خانوادهء او با خونريزى مفلح در آن ناحيه مخالف بوده‌اند . ظنّ اينكه بالدويه همان ابن دلوله ( ؟ ) سپهبد موقان ، باشد چندان قوى نيست ، چه يك بار در 326 / 938 نام او را در ميان نام مخالفان ديسم