نقل آراى فقهاى شيعه و اهل سنت ، قائلين به حرمت را چنين توصيف مىكند :
آنان كه معتقد به حرمت و ابطالاند يا فقط حرام مىدانند ، نشانگر تعصّب مذهبى و تفرقهء دوستى ميان مسلماناناند . « 1 »
شيعه چه گناهى كرده اگر اجتهاد و بررسى كتاب و سنت ، آنان را به اين نتيجه رسانده كه دست روى دست گذاشتن در نماز ، امرى است كه پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به وجود آمده و مردم در روزگار خلفا به آن امر مىشدند . پس هر كه به واجب يا مستحب بودن آن معتقد باشد در دين بدعت نهاده است . آيا پاداش كسى كه در دين اجتهاد كند ، آن است كه به تعصب مذهبى يا اختلاف افكنى متهم شود ؟
اگر اين درست باشد ، آيا مىتوان امام مالك را به آن توصيف كرد ، زيرا كه دست روى دست گذاشتن را مطلقا مكروه مىدانست ؟ يا در اين فرض ، آيا مىتوان پيشواى مدينه را به اختلاف دوستى متهم كرد ؟ آرى . . . چرا آزاد گذاشتن دستها و روى هم ننهادن آنها نشانهء تعصب و اختلاف دوستى باشد ؟
اينها برخى از چيزهايى بود كه مىشد براى آويختن دستها به آن استدلال كرد .
اگر دست روى دست گذاشتن ، يا مستحب يا بدعت باشد ، همچنان كه مقتضاى اين اختلاف نظر است ، بهتر آن است كه انجام نشود ، چون در ترك مستحب تنها محروميت از ثواب است ، ولى در ارتكاب آنچه احتمال دارد بدعت باشد ، احتمال عقاب و بطلان نماز است ، چون با آنچه مورد بيزارى مولا باشد نمىتوان به او تقرّب جست .
دليل قول به سنت بودنِ تكتّف
براى سنت بودن دست روى دست نهادن به روايت سهل بن سعد استدلال شده كه در صحيح بخارى آمده است . اينك بررسى اين روايت :
ابوحازم از سهل بن سعد روايت كرده است كه : مردم مأمور مىشدند در نماز ، دست راست را روى ساعد دست چپ بگذارند . من اين را نمىدانم ، مگر اين كه به
هامش
( 1 ) . فقه الشيعة الاماميه ومواضع الخلاف بينه و بين المذاهب الأربعه : ص 183